دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

مشخصات بلاگ

برای معرفی کتاب فیلم و سایر چیزها

آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

ببینیم خدا چی میگه (7)

شنبه, ۶ دی ۱۳۹۳، ۱۲:۵۲ ب.ظ

بسم الله الرحمان الرحیم

سلام


امروز میخواهیم در مورد مسئله "وکالت آدمها یا اشیا" به قرآن نظر بیندازیم و ببینیم آیا میشود در درگاه خدا از وکالت کسی بهره برد!؟


وکالت یعنی واگذار کردن کاری به کسی برای انجام به جای خود شخص.


خیلی شنیدایم یا خیلی در زبانمان هست که: من کارم رو سپردم به آقا و امیدم به خودشه و یا ابوالفضل و یا رقیه خانم و یا ... و برای خودشان نذر میکنیم که آقا اگر فلان بشود منهم فلان میکنم و یعنی کلا کارمان را واگذار میکنیم به مثلا امام حسین یا علی اصغرش یا حضرت زهرا یا دیگران


فقط سه آیه را بیان میکنم:


اول:

وَآتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِی إِسْرَ‌ائِیلَ أَلَّا تَتَّخِذُوا مِن دُونِی وَکِیلًا ﴿٢﴾ اسرا


و کتاب را به موسی دادیم و آن را برای فرزندان اسرائیل رهنمودی گردانیدیم که: «غیر از من کاردانِ کارسازی برمگیرید.»


دوم:

وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا أَشْرَ‌کُوا ۗ وَمَا جَعَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا ۖ وَمَا أَنتَ عَلَیْهِم بِوَکِیلٍ ﴿١٠٧﴾انعام


و اگر خدا می‌خواست، آنان شرک نمی‌آوردند و ما تو را بر ایشان نگهبانی ننهادیم و تو وکیل (ما) بر آنان نیستی. (خطاب به پیامبر است)


سوم:

فَلَعَلَّکَ تَارِ‌کٌ بَعْضَ مَا یُوحَىٰ إِلَیْکَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُ‌کَ أَن یَقُولُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَیْهِ کَنزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَکٌ ۚ إِنَّمَا أَنتَ نَذِیرٌ‌ ۚ وَاللَّـهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ ﴿١٢﴾ هود


پس شاید تو برخی از آنچه را که فراسویت وحی می‌شود ترک‌کننده‌ای و سینه‌ات بدان تنگ است (از آن رو) که می‌گویند: «چرا گنجی بر او فرو فرستاده نشده، یا فرشته‌ای با او نیامده‌؟» تو فقط هشداردهنده‌ای. و خدا بر هر چیزی وکیل (و) کارساز است.


سه آیه کاملا واضح از قرآن بیان شد و فکر نمی کنم سوالی باقی مانده باشد (که اگر مانده در خدمتم)


در آیه اول ذکر شده که ما به موسی کتابی که موجب هدایت بنی اسرائیل است دادیم تا آنها جز خدا کسی را برای انجام کارهایشان وکیل نگیرند.


در آیه دوم به پیامبر در مورد مشرکان توضیح داده شده و خدا شرایط آزاد در قبول هدایت و رد آن را به پیامبر یاد آور شده و به او میگوید که تو نگهبان آنان نیستی و امور آنها ربطی به تو ندارد (من به تو وکالتی برای انجام امور آنان ندادم)


در آیه سوم خیلی حرفها هست در مورد عصمت پیامبر! حتی حرفهایی وجود دارد بر خلاف آنچه مدعای ماست!! که مورد بحث امروز ما نیست. اما در مورد جایگاه انسان بلند مرتبه ای چون رسول خاتم و در پایان همین آیه به او یاد آور می شود که تو جز هشدار دهنده ای نیستی و تاکید میکند که وکالت فقط از آن خداست.


حالا باید از خودمان سوال کنیم که چه شده است که ما اینهمه برای انجام کارهایمان متوسل به ائمه و رسول خدا و از آن عجیب تر امام زاده ها میشویم. با کدام دلیل موجه و با کدام دستور الهی


باز هم تاکید میکنم که روایات نباید خلاف قرآن باشد (به دستور پیامبر و امام صادق و عقل) تا فهمیده و پذیرفته شود و الا ما هم سرنوشتی جز بنی اسرائیل نداریم که از خدا محسوسات می خواستند برای اینکه او را عبادت کنند


وَجَاوَزْنَا بِبَنِی إِسْرَ‌ائِیلَ الْبَحْرَ‌ فَأَتَوْا عَلَىٰ قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلَىٰ أَصْنَامٍ لَّهُمْ ۚ قَالُوا یَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَـٰهًا کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ ۚ قَالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ﴿١٣٨﴾ اعراف


ترجمه ی بخش قرمز: گفتند: «ای موسی! همان گونه که برای آنان خدایانی است، برای ما (نیز) خدایی قرار ده.» گفت: «به‌راستی شما گروهی هستید که نادانی می‌کنید.»


  • مجید شفیعی

نظرات (۱۳)

بنده خانومم
متاهل
2 تا بچه
مسلمان شیعی هستم
پاسخ:
سلام

ممنون

:)
@}------
  • گلاره امیری
  •  

    طوری از آقای پنج نقطه دفاع می کنین که دارم شک می کنم نکنه خودتون باشین!!!

     

    ازتون میخوام که این حرف رو مغرضانه درنظر نگیرین و واقعا" یه لحظه بهش فکر کنین:

    من حس می کنم این روزها درگیری و مشکلاتی دارین و دل تون از جای دیگه پره و دارین سر من خالی می کنین...یا شاید هم چیزای دیگه ای توی دل تون هست که اونا باعث این برخورد شده...

     

    چون خودتون هم می دونید که من از شما نخواستم این پست های سریالی رو تعطیل کنین؛در شدیدترین حالت ممکن،گفتم که اسم این پست ها رو عوض کنین!!!

     

     (شما چیزی گفتی من هم با دلیل ردش کردم و ادامه دادنش به سبک خودتون یعنی تعطیل کردن. یعنی اجبار. یعنی حرف حرف منه)

    من چیزی رو که به نظرم اومد به شما گفتم و دلیل شما منو قانع نکرد.و تا جایی که می دونم مامور قانون و پلیس فتا و آیت الله هم نیستم که حکم صادر کنم وب شما یا این پست های سریالی تون باید حذف و تعطیل بشه که حرف حرف من باشه!!!!!!!!! حرف من نه برای شما و نه برای هیچ کس اجباری به همراه نداره...

     

    از طرف دیگه،کسی که میخواد برداشت تازه ای از آیات قرآن داشته باشه و دین و قرآن رو از زاویه ی تازه ای نگاه کنه،باید اونقدر انتقادپذیر و صبور باشه که حوصله ی جر و بحث با دیگران رو هم داشته باشه...نه اینکه اینطوری رفتار کنه...مگه نه؟

     

    (شما هزار دفعه دیگه هم با هزار زبون دیگه هم حرفتون رو تکرار کنید پاسخ من همونه)(امیدوارم که دیگه برای این کلام حقیر که مودبانه و محترمانه بود دیدگاهی ارسال نکنید)

    این جمله های شما به وضوح نشون میده که کی حرف حرف خودشه!!!

     

    (امیدوارم که دیگه برای این کلام حقیر که "مودبانه" و "محترمانه" بود دیدگاهی ارسال نکنید)

    با در نظر داشتن این جمله و خصوصا" کلمات داخل گیومه،به این جملات دقت کنین:

    ( عیب نداره که تو این مجاز آباد یه سری آداب لا اقل  صحبت کردن رو یاد بگیریم)(و این مصداق بی ادبی و محترم نبودنه)(یه مطلب خیلی دقیقی هم دوست پنج نقطه مون گفتن که توجه ش خالی از لطف نیست: شما درست برداشت میکنید حرفای من رو؟ "اصلا توان برداشت دارید؟")

     

     

    اگه ادب و احترام شما اینه،باید بی ادبی و بی احترامی تون دیدنی باشه واقعا"!!!!!!!!!! البته فامیل تون پارسال گفته بودن که فحش میدین و توهین می کنین،اما گفته بودن که هیچی توی دل تون نیست!!!!!!!!!!

    به نظرم عیب نداره که به قول خودتون،تو این مجازآباد، لااقل یه سری آداب صحبت کردن و همینطور املا نوشتن! رو یاد بگیرین...چون "خصمانه" درسته و نه خسمانه! ...

     

     

     

    پاسخ:
    ممنون
  • گلاره امیری
  • سلام.

    نمی دونم جامعه ی ما کی میخواد قضاوت کردن و به خصوص از نوع عجولانه اش رو ترک کنه...

    (نمیدونم چرا اقای شفیعی جواب ندادن اما من جواب میدم در واقع سوال میپرسم شما به عنوان میهمان اومدی اینجا سر بزنی مثل من و بقیه چطور به خودتون حق میدید اینطوری توی خونه کسی اظهار نظر کنی؟
    شما گلاره خانوم چه کسی به شما این حق را داده ؟
    شما اعتقاد دارید برداشتتون از آیات شاید درست نباشه چطور مطمئن هستید برداشت تون از حرف های آقای شفیعی درست باشه؟
    واقعا حای سوال داره)

    پنج نقطه ی محترم! نمی دونم شما کی هستین که حتی بیشتر از آقای شفیعی سنگ پست ها و عقایدش رو به سینه می زنین!!!!!!!!!! خود این واقعا" جای سوال داره...ا
    ما من فقط یه مهمان نیستم...بیشتر از یک ساله که مخاطب این وبلاگ و وبلاگ های دیگه شون هستم و با یکی از اقوام شون هم آشنایی دیرینه دارم...! مدتهاست که با این وب تبادل لینک کردم و رمز خصوصی ترین پست هام رو به نویسنده ی این وب دادم!!! پس فکر می کنم اونی که اینجا مهمونه و بدون اینکه حقی داشته باشه حرفای دیگران رو می خونه و درباره ی مکالمه ی دیگران اظهارنظر میکنه، شما هستین!!!!! من یه مخاطب هستم و حق دارم مثل هر مخاطب دیگه ای،نظر شخصی خودم رو درباره ی پست ها بگم...شما هم می تونید درباره ی پست ها نظر بذارین؛اما کسی حق دخالت درباره ی کامنت های دیگران رو به شما نداده آقای محترم!!!


    و حالا روی سخنم با شماست آقای شفیعی...

    من دنبال تعطیل کردن چیزی نیستم.

    همونطور که گفتم،شما آزادی بیان دارین و حق دارین هر پستی که دل تون میخواد بذارین...هونطور که همه ی وبلاگ نویس ها این حق رو دارن...وب خودشونه،اختیارش رو دارن،هر چی دلشون بخواد می تونن توش بنویسن...مسئولیتش هم با خودشونه...من اگه می خواستم درباره ی درست و غلط بودن اعتقادات تون باهات بحث کنم،با کسی رودربایستی نداشتم! خیلی راحت حرفم رو می زدم که موافقم یا مخالف! همونطور که قبلا" خیلی باهم بحث می کردیم...اگه یادتون باشه،ما بحث های خیلی تندی هم باهم داشتیم! درباره ی خیلی چیزها باهم صحبت کردیم...پس من اگه بخوام بحثی رو شروع کنم،با کسی تعارف ندارم!...من فقط چیزی رو که درباره ی عنوان این پست های سریالی به ذهنم رسیده بود،خیلی خیلی مودبانه و محترمانه با شما در میون گذاشتم...آیا غیر از اینه؟؟؟؟
    اون چیزایی رو هم که درباره ی عنوان پست تون گفتم،برای خودم هم صدق میکنه...برای همه صدق می کنه! هر کس دیگه هم این کار رو کرده بود من همین حرفا رو بهش می گفتم! من اگه بخوام یه آیه رو فقط و فقط نقل کنم بدون اینکه هیچ برداشتی ازش داشته باشم،می تونم اسمش رو بذارم:"ببینیم خدا چی میگه"...ولی اگه بخوام یه آیه رو نقل بکنم و تحلیل و تفسیرش کنم و برداشت خودم رو هم بگم،حتی اگه اون تحلیل و برداشت نتیجه ی سالها تفکر و تحقیق باشه و حتی اگه از خود تفسیر المیزان هم کپی پیستش کرده باشم! نباید اسمش رو بذارم"ببینیم خدا چی میگه"...! چون تفسیر یه انسان هم باهاش همراه شده...حتی اگه " علامه سید محمد حسین طباطبائی" یا هر کس دیگه باشه! ...

    به هر حال من اون کامنت ها رو با لحن بد و تندی ننوشتم و خیلی مودبانه بود...نمی دونم شما و بعضی خوانندگان تون! با چه لحنی می خونینش که دچار سوء تفاهم میشین و شمشیر رو از رو می بندین!!! مطمئنم اگه اون حرفا رو رو در رو بهتون می گفتم و با صدای خودم واژه ها رو می شنیدین،درباره اش اینجوری فکر نمی کردین...
    فکر کنم از این به بعد باید کامنت صوتی بذارم!!!!!!!!!!


    :)

    @---}--------
    پاسخ:
    من نمی دونم ما ملت کی می خوایم دست از قضاوت که هیچ حکم دادن برداریم

    آخه من کجای جوابهام خسمانه بوده؟ یا بوی ناراحتی میداد

    شما چیزی گفتی من هم با دلیل ردش کردم و ادامه دادنش به سبک خودتون و بدون توجه به درخواستهای من برای بیان مصداق اینکه "من کجا از خودم حرفی زدم" یعنی تعطیل کردن. یعنی اجبار. یعنی حرف حرف منه و این مصداق بی ادبی و محترم نبودنه. عیب نداره که تو این مجاز آباد یه سری آداب لا اقل  صحبت کردن رو یاد بگیریم

    شما هزار دفعه دیگه هم با هزار زبون دیگه هم حرفتون رو تکرار کنید پاسخ من همونه

    من چیزی از خودم نگفتم حتی از تفسیر حتی از ترجمه های درب و داغون آقایان خود قرآن و ترجمه ی کلمه با توجه به دیکشنری و لا غیر پس حرفی از نگارنده اضافه نشده و اگر شده ذکر کنید تا اصلاح کنم

    و امیدوارم که دیگه برای این کلام حقیر که مودبانه و محترمانه بود (یا نه رو نمی دونم ولی کاملا آرومم و خوشحال) دیدگاهی ارسال نکنید


    یه مطلب خیلی دقیقی هم دوست پنج نقطه مون گفتن که توجه ش خالی از لطف نیست: شما درست برداشت میکنید حرفای من رو؟ اصلا توان برداشت دارید؟
    نمیدونم چرا اقای شفیعی جواب ندادن اما من جواب میدم در واقع سوال میپرسم شما به عنوان میهمان اومدی اینجا سر بزنی مثل من و بقیه چطور به خودتون حق میدید اینطوری توی خونه کسی اظهار نظر کنی؟
    شما گلاره خانوم چه کسی به شما این حق را داده ؟
    شما اعتقاد دارید برداشتتون از آیات شاید درست نباشه چطور مطمئن هستید برداشت تون از حرف های آقای شفیعی درست باشه؟
    واقعا حای سوال داره
    پاسخ:
    سلام چند نقطه ی محترم که کاش یه اسمی چیزی برای خودتون انتخاب می کردید که حس بهتری داشته باشه

    جواب ندادم چون نبودم :)  همین و الا هر حرفی جواب محترمانه و بی دردسر داره که بهش داده بشه

    این عیب نداره که کسی نظرش رو درباره ی چیزی بگه مخصوصا اگر ایرادی که گلاره خانم میگه وارد باشه و صد البته تذکر خوبیه و من هم بابتش تشکر کردم و گفتم که چرا ایرادش وارد نیست

    کسی لازم نیست این حق رو بده که این حق طبیعیه آدمهاست کما اینکه الان گلاره خانم ممکنه به شما بگه که شما به چه حقی در مکالمه دو نفر دخالت می کنید که باز هم میگم این حق طبیعی شماست که نظرتون رو درباره هر چیزی بیان کنید و صد البته عواقب اظهار نظرتون رو هم بکشید مثل گلاره خانم مثل من مثل همه

    و درمورد بند آخر کلامتون که من بابتش کیبوردت رو میبوسم که این کاملا درسته و درست ترین حرف زیر آسمونه و حتما یکی از پستهای قرآنی این موضوع خواهد بود که این سوال هست که اگر ما یک متن رو نفهمیم چطور توضیحات و تفاسیر پیرامون اون متن رو خواهیم فهمید و این تسلسل هرگز از بین نمیره و ادعایی که حاوی تسلسل باشه باطله..... از بابت این بند از نظرتون بسیار بسیار بسیار از شما سپاسگذارم و از خدا می خوام که بر فهمتون برکت بده و بر عملتون قوت

    :)
    @}-------
  • گلاره امیری
  • "و خداحافظ"؟؟؟؟؟؟؟

    مگه قهرین؟  :/

    من نخواستم با نظر شما مخالفت کنم! خب شما به یه چیزی اعتقاد دارین و به یه چیزی اعتقاد ندارین! من سر این بحثی ندارم...آزادی بیان هم حکم میکنه که هر پستی دوست دارین توی وب تون بذارین...که کسی جلوتون رو نگرفته...فقط میگم برداشت ما از آیات،لزوما" درست نیست(حالا هر چی که باشه!) و نباید این برداشت ها رو به آیات سنجاق کنیم...(به نظرم این عنوان به طور ضمنی و تلویحی داره برداشت شخصی شما رو به حق جلوه میده...در حالی که شما هم بنده ای از بندگان خدایید و جایزالخطا...پس لطفا" عنوان رو عوض کنین...چون این عنوان در صورتی درسته که شما فقط و فقط آیات قرآن رو نقل کنین و برداشت شخصی خودتون توش نباشه...)...چرا به خودتون می گیرین؟؟؟



    پاسخ:
    سلام

    آدمی که قهره خدا حافظی نمی کنه

    من با شما خداحافظی کردم

    شما حق دارید هر جا هر طور میخواید رفتار کنید و دیگران هم حق دارند بودن یا نبودن با شما رو انتخاب کنن این یه اتفاق طبیعیه

    اگر ایراد علمی ای دارید بفرمایید و اگر دنبال تعطیل کردن چیزی هستید که کسی دنبال برگزار کردنشه برید جای دیگه که بتونید والدتون رو اونجا خوب پرورش بدید

    من تا قیام قیامت شنوای ایراد علمی هر کسی هستم و برخوردهای حذفی رو هم تحمل میکنم

    همین

    من باید به کی میگرفتم این فرمایش شما رو اگر به خودم نمی گرفتم!!!!!؟

    به هر حال شما در مقابل این پستها هیچ ایراد علمی ای نداشتید و هیچ مشخص هم نکردید که کجا من نظرم رو به قرآن تحمیل کردم

    تنها چیزی که میمونه اینه که تا زمانی که ایراد علمی نداشتید اینجا نظری رو ثبت نکنید البته اگر بکنید من با کمال میل تحملش میکنم

    ممنون
  • گلاره امیری
  • ولی این پست ها سریالیه و حتی اگه در این پست نباشه،در پست های قبلی حرفایی از خودتون و برداشت های خودتون از آیات هم توش بوده...

    از همه مهم تر اینکه شما این آیایت رو نقل می کنین تا منظور خودتون رو توضیح بدین...مثلا" شما با توسل و وکالت مخالفین،و برای اثبات ادعاتون آیاتی از قرآن رو در این مسیر و این هدف شاهد میارین...پس باز هم یه نقل آیات نیست! نقل آیات در راه هدفیه...پس به نظر من باز هم نباید این عنوان رو روش گذاشت...
    پاسخ:
    خب من حتما این کار رو نکردم و پستها موضوعیه همین

    و خدا هم اختلال روان نداره که یه جا بگه وکالت نداریم یه جا بگه داریم که بعد شما به من بگی آیاتی رو اوردی که حرف خودتو تایید کنه

    قبلا هم اینو گفتم به خدا برای من خوب و خوشآینده که به خاطر محبت اهل بیت برم بهشت اما به شرطی که واقعی باشه نه توهم


    ممنون از تذکرتون
    و خداحافظ
  • گلاره امیری
  • سلام.

    دیروز که توی ماشین نشسته بودم یهو یه چیزی به ذهنم رسید:

    شما اسم این پست ها رو کذاشتین: "ببینیم خدا چی میگه؟"

    در حالی که این پست ها نظر و برداشت شخصی شماست از آیات قرآن...پس در واقع:" ببینیم آقای شفیعی چی میگه؟" !


    به نظرم این عنوان به طور ضمنی و تلویحی داره برداشت شخصی شما رو به حق جلوه میده...در حالی که شما هم بنده ای از بندگان خدایید و جایزالخطا...پس لطفا" عنوان رو عوض کنین...چون این عنوان در صورتی درسته که شما فقط و فقط آیات قرآن رو نقل کنین و برداشت شخصی خودتون توش نباشه...

    البته من این پست رو نخوندم و همونطور که گفتم،کاری به محتوای پست ندارم؛یهو به ذهنم رسید که این عنوان شما چه بار معنایی می تونه داشته باشه...

    :)

    @---}--------
    پاسخ:
    سلام

    حرفتون درسته اگر من حرفی از خودم بزنم

    ولی اگر دقت کرده باشید تنها و تنها من انتقال دهنده هستم و هیچ برداشتی از خودم رو مطرح نکردم و فقط ترجمه س که من هیچ دخالتی توش ندارم

    اگر جایی دیدید که من از خودم یا جایی غیر از قرآن یا ترجمه ش چیزی اضافه کردم حتما بگید تا اصلاح کنم

    این پستها تنها و تنها انعکاس بی حضور هیچ عامل خارجی کلام خداست

    بدون روایت و تفسیر

    فقط و فقط قرآن و ترجمه اش

    :)
    @}-----
  • دنیای من
  • سلام پیشنهاد خوبیه، ولی همینطور که میدونید ظرفیتها و کششهای هر ذهن فرق میکنه و باز همینطور که میدونید. اگه هر کسی قرآن رو با دید خودش بخونه، بخواد نکته دربیاره ازش امکان داره مفاهیم و بد متوجه شه و بعد دچار سردرگمی،چه بسا بدعت بشه!! من یکم ترس دارم از این قضیه، چون علم ندارم ترسم دوچندان میشه، شما این جمله از پیامبر رو شنیدید که می‌فرماید:آن چه را سلمان میداند اگر ابوذر میدانست کافر میشد؟  این جمله رو از کتاب سلمان پاک دکتر شریعتی خوندم و خیلی ذهنم رو مشغول کرد،دکتر شریعتی هم در این کتاب به اصل قرآن اشاره کرده و از مخاطبش میخواد که بره سراغ قرآن، آن شاالله کتاب رو تموم کنم میذارم تو وبم
    پاسخ:
    سلام

    بدعت وقتی به وجود میاد که آدم متن رو اونجوری که دلش می خواد معنی یا تفسیر کنه وقتی بدون نظر بری سراغ متن دچار بدعت نمی شی

    نترس
    و دیدت رو به متن تحمیل نکن

    یعنی با دانسته ها و معروفها سراغ قرآن نرو

    همین کافیه برای اینکه متن رو خوب بفهمی

    و یه نکته

    در ترجمه ها برای بهتر فهمیده شدن متن (فعل معکوس بود) از کورشه و پرانتز زیاد استفاده میکنن

    اونها رو اصلا نخون و فقط معنای تحت الفظی رو ببین و اگر نفهمیدیش سراغ ترجمه س دیگه برو و باز اگه نفهمیدی سراغ دیکشنری برو و بعدش سوال کن و یادت نره که دقت کنی
    دنبال تحقق دلخواهات و شناخته شده هات نباش

    گوش کن ببین خدا چی میگه

    خدا وعده داده میفهمی

    نترس

    :)
    @}----
    برای منم خیلی جای سوال که نه جای تعجب داشت اینکه توی حرم امام رضا رو به قبله می ایستیم و به جای اینکه حاجت خودمون رو بی واسطه به خود خدا بگیم از امام رضا طلب میکنیم اونم نه به صورت شفاعت بلکه  واقعا از خود خود ائمه میخواهیم!
    جمع آوری این قبیل آیه خیلی موثره توی رفع برخی ابهام ها دوس دارم این پست ها رو ممنون
    پاسخ:
    سلام

    الهی شکر

    :)
    @}----
  • دنیای من
  • سلام 
    هههههههههه. اول واکنشم نسبت به جواب کامنتهایی که گذاشتید رو میگم :) یادم ی آقایی رو از روی ادب و احترام جناب خطاب میکردم، بهشون برخورد، نفهمیدم واسه چی ناراحت شدن ولی ازشون عذرخواهی کردم :))))
    من خودم خیلی پیش نیومده که از امام ها چیزی بخوام، یعنی از خدا هم اگه چیزی بخوام با خودم خیلی کلنجار میرم، نمیدونم اسم اینو باید گذاشت غرور یا رودربایستی، حسی که خودم دارم نسبت به این قضیه رودربایستیه، ولی از امام ها چون واقعا نمیدونم درسته بخوام یا نه؟ واسه همین هیچ وقت نمیخوام ولی واسطشون میکنم، دیدید وقتی کسی رو دوس دارید هرچی بگه واسش فراهم میکنید و به حرفش گوش میدید؟ دیدید وقتی کسی رو دوس دارید تمام دوستاشم دوس دارید؟!  فکر میکنم رابطه خدا با امامان بزرگوار اینگونه باشه،کسی که محبت واقعی اهل بیت رو داشته باشه،خواه ناخواه پا تو مسیر اونا میذاره، حالا. اهل بیت عصمت داشتن ولی یک فرد عادی نداره ولی خدا به خاطر وجود نازنین این بزرگواران بنده های گنه کارشم میبخشه،پس به نظر من واسطه قرار دادن این بزرگواران اشکالی نداره ولی خب تو هرکاری افراط و تفریط وجود دارد، بدعت وجود داره،شاید بعضی ها مفاهیم رو بد متوجه شدن و دارن بد عمل میکنن،حرف زیاد دارم ولی باگوشی اومدم، شرایط یکم نامساعده، در ضمن از امروز خوندن تفسیر رو شروع کردم،ان شاالله به زودی میذارم تو وبم، هوامو داشته باشید؛)
    پاسخ:
    سلام

    حضرت بهمن پدر منه وقتی اینجوری خطابم کرد آب شدم آخه من خیلی باهاش راحت صحبت میکنم (الان با خودت میگی تو با کی راحت نیستی) و از این بابت بود و خجالت کشیدم از طرز برخوردم و اگه اینجوری محترم بخواد باشه مجبورم کت شلوار تنم کنم در حضورش

    :)
    @}----

    ببین شیوا خانم همین مقدار که گفتی رو کی گفته؟ خدا گفته!؟ اصلا این پست رو گذاشتم که بگم خدا تو قرآن سفت بیان میکنه بین خودش و بنده هاش هیچ کس واسطه نیست و خدا تاکید داره که از خودم و بدون واسطه بخواید و اصل این واسطه کردن بدعتهکه بعد توش افراط هم اتفاق میوفته

    خوب کاری میکنی و فقط با دید تبعیت نخون
    تفکر کنید
    و اینکه متاسفانه ما عربی بلد نیستیم و این خیلی عذاب دهنده س

    من یه پیشنهاد دارم

    تو سایت تنزیل
    کلمات رو سرچ کن و آیات مشابه رو ببین و ترجمه ها رو با هم مقایسه کن و سعی کنیم مخاطب قرآن باشیم نه مفسرین

    اگر جایی رو نفهمیدی مسکوت بذارش تا علم از خدا بهت برسه

    وعده داده و به وعده ش عمل میکنه

    :)
    @}-----
    سلام جناب شفیعی؛
    اول اینکه از کامنت خانم امیری بسیار متعجب شدم ... هرچند ربطی به من نداره ...
    دوم اینکه برا اونائی در شگفتم که کاسه ی گدائی دستشون میگیرن و راه میفتن درِ خونه های مردم ( مثلن یه زن جوون و خوش بر و رو ...)
     خب حاج خانوم برا چی داری گدائی میکنی ؟
    میگه من گدائی نمیکنم ! نذر داشتم سفره ی ابوالفضل ! چون در توانم نیست اومدم طبق نذرم وسایل سفره رو از مردم جمع کنم ...
    حالا توی این ادای نذرش با چند مرد غریبه دهن به دهن میشه ؟ الله اعلم ...
    و اینکه حضرت ابوالفضل(ع) که مظهر غیرت و حمّیته چقدر از این کار حاج خانوم راضیه ؟ 
    این دیگه جوابش معلومه ... اصلن راضی نیست ...
    حالا چطور من باید برا رضای یه امام و امام زاده دست به کاری خلاف میل اون امام و خلاف میل خدا انجام بدم چقدر منطقیه ... بازم الله اعلم ...
    پاسخ:
    سلام جناب بهمن

    برای دوم به بعد این رو باید گفت که وقتی کاری که می کنیم بی پایه و اساس باشه معمولا بعدش دچار کاریکاتر در رفتار هم میشیم مثل مثالی که زدین

    و اینکه شاید این سوال بد نباشه که اصلا وقتی خدا خودش مستقیم با ما حرف زده و مستقیم گفته ازش بخوایم و مستقیم خودش پاسخ میده

    دیگه حضرت عباس این وسط چه نقشی داره که حالا رضایتش مهم باشه یا نباشه

    عاقبتامون بخیر

    :)
    @}----

    در پرانتز و گدایانه وار "دیگه منو اینجوری خطاب نکنید" الان آب شدم

    برادر بزرگ منی بهمنم اجازه بده باهات راحت باشم و نرم تو کت شلوار که اصلا حس خوبی بهم نمیده

    فدای محبتات و بزرگواریات
  • گلاره امیری
  • عکسش قشنگه...

    شله زرد خوشمزه ایه...

    تزیین اش هم که عالی...

    دلم خواست!!!

    باید از این شابلون ها بخرمواسه ی تزیین نذری...  :)))))
    پاسخ:
    با تشکر

    D:

    نوش جان

    :)))))

    @}----
    همین امشب چهارده بار سورءفتح را خوندم و چقدر دقت کردم که تو نیتم اشتباه نکنم و هربار گفتم ثواب تلاوت قرآن را به چهارده تا از بهترین بنده هات میدم تا تو که خدایی حاجتم را برآورده کنی ....
    گاهی نمیدونیم چی میگیم  چی میخواییم ...
    از خدا میخواهیم حاجت روامون کنه بعد بنده های خدا را شفیع قرار میدیم ...
    همیشه شک میکنم که این کار ما شرک نیست....
    پاسخ:
    سلام

    این که گفتی شرک نیست ولی کار بیهوده ای هست

    مثل اینه که ما به بقال پول بدیم و از نون وا طلب نون کنیم

    ربطی نداره

    خدا که نگفته این کار رو بکنی سهل می شه کارت و اتفاقا تاکید داره بر عدمش

    عاقبتامون بخیر

    :)

    @}-----