دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

مشخصات بلاگ

برای معرفی کتاب فیلم و سایر چیزها

آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

ببینیم خدا چی میگه (1)

شنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۳، ۰۲:۴۲ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


وَیَدْعُ الْإِنسَانُ بِالشَّرِّ‌ دُعَاءَهُ بِالْخَیْرِ‌ ۖ وَکَانَ الْإِنسَانُ عَجُولًا ﴿١١﴾ اسرا

آدم خوب و بد را یک جور میخواهد!!!

چرا این طور است!؟

حرف منطقی ای نیست و از خدا بعدید است! به ادامه اش باید توجه کنیم


میگوید: و انسان شتابزده است


چه جالب! یعنی آدم با شتاب زدگی و عدم دقت بد را خوب میداند و می خواهدش و این یک آسیب جدی است.


چه باید کرد؟


آیه بعد را ببینیم

وَجَعَلْنَا اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ‌ آیَتَیْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آیَةَ اللَّیْلِ وَجَعَلْنَا آیَةَ النَّهَارِ‌ مُبْصِرَ‌ةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّ‌بِّکُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ ۚ وَکُلَّ شَیْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِیلًا ﴿١٢﴾ اسرا

ما شب و روز را دو نشانه قرار دادیم؛ پس شب را بی نور نمودیم و روز را روشن ساختیم، تا روزی و رزقی را از پروردگارتان بطلبید و برای اینکه شماره سال ها و حساب  را بدانید، و هر چیزی را به روشنی و به طور کامل بیان کردیم. 


چه ربطی به آیه قبل می تواند داشته باشد!؟

چه زمانی عجله رخ می دهد؟


تاریکی= عدم وضوح = ابهام

روز = روشنایی = معلوم بودن ابعاد مسئله


چه جالب

میگوید در روز از خدا روزی بخواهید

شب زمان روزی خواستن نیست

یا

وقتی مسئله ای برامون روشن نیست (شب) (شاید بد باشد و تو خوب میپنداریش) صبر کنیم تا مسئله واضح بشود (روز) (مشخص شود خوب است یا بد) و وقتی فهمیده شد خوب کدام است، از خدا بخواهیمش

و در پایان

همه چیز را روشن بیان کردیم


پس عجله نکنیم، فکر کنیم، سوال کنیم، فهم کنیم و بعد از خدا بخواهیمش


ببینیم در ادامه خدا چه میگوید:


وَکُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَ‌هُ فِی عُنُقِهِ ۖ وَنُخْرِ‌جُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ کِتَابًا یَلْقَاهُ مَنشُورً‌ا ﴿١٣﴾ اسرا

و لازمه هر انسانی پرنده ای در گردنش است که برایش در روز قیامت خارج می شود به صورت واضح

این ترجمه ایراد دارد ظاهرا

باید ببینیم طائره به چه معناهای دیگری است

در کتاب لغت نوشته: "عملی که از آدم سر میزند"

جالب شد


حالا دوباره ترجمه را بخوانیم

و ملازم هر انسانی عملش است که بر عهده ی خودش است و در روز قیامت برای خودش منتشر میشود


به به


آیه ی بعد را هم ببینیم!

اقْرَ‌أْ کِتَابَکَ کَفَىٰ بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا ﴿١٤﴾ اسرا

مممممممممم

و آیه ی بعد


مَّنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا ۚ وَلَا تَزِرُ‌ وَازِرَ‌ةٌ وِزْرَ‌ أُخْرَ‌ىٰ ۗ وَمَا کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَ‌سُولًا ﴿١٥﴾ اسرا

هر کس هدایت یافت، فقط به سود خودش هدایت می یابد و هر کس گمراه شد، فقط به زیان خودش گمراه می شود. و هیچ بردارنده بار گناهی بار گناه دیگری را به دوش خود بر نمی دارد؛ و ما بدون اینکه فرستاده ای را بفرستیم، عذاب کننده نبودیم


خب باز هم به شفاعت ضربه زده در این آیه و محکم میگوید کسی بار گناه کسی را برنمیدارد و یک مطلب مهم دیگر را هم به ما گوش زد میکند و آنهم این است که از گمراهی کسی ناراحت نباشیم و از هدایت کسان شاد! چون از هم جدایِ جدایِ جدا هستیم و ممکن نیست بتوانیم کسی را هدایت کنیم تا خودش نخواهد و برای همین هم هست که خدا به پیامبرانش گفته ناراحت گمراهی نباشید! خودتان را برای هدایت آنها به زحمت نیندازید و شما جز بشارت دهنده و انذار کننده ای نیستید.


یک مطلب هم در مورد بعثت رسول بگویم:

خدا میگوید عذاب نمیدهم تا واضح نکنم چیزی را(بعثت رسول)

از آن طرف میگه عجله نکن و صبر کن تا مسئله واضح بشه


اگر عجله کردی و بد را خواستی و به آن رسیدی عذاب میبینی چون صبر نکردی برای بعثت رسول

اگر دلیل بر بدی چیزی داشتی و انتخابش کردی هم دیگر واضح است چه میشود


و بعد یادمان نرود خودمان و تنها و تنها و تنها خودمان مسئول اعمالمان هستیم!


مثل اینکه الوتر الموتوری که برای امام حسین میگویم  برای خودمون صادق تر است!!!

  • مجید شفیعی

نظرات (۱۹)

  • کریمی اصفهانی
  • سلام

    شفاعت قطعا به هزار دلیل هست و حتما هم هست یه دلیل رو که چندروزه میخوام اینجا بنویسم میگم: در قرآن داریم ان الحسنات یذهبن السیئات...   و یک دلیل شفاعت روسیاهانی که کلی خطا دارند مثل ما هم بزرگترین حسنه یعنی محبت اهل بیت هست. و ما لایق این شفاعت هستیم چون خودمون انتخاب کردیم این دوست داشتن را. قطعا از پدر و مادر شیعه به آدمی ارث میرسه ولی اینهمه شیعه که نعمت داده شده رو  پس زدند و برای خودشون نخواستند. پس ما بیکار هم نبودیم ما انتخاب کردیم پس لیاقت شفاعت بدست آوردیم. علامه جعفری در کنفرانسی درباره ی علم انسانشناسی میگن آدمی به چیزهایی که دوست دارد اطلاق میشود، همه دانشمندان علمی دنیا بلند میشن به احترام این سخنران، بعد علامه میگن این حرف خودم نبود سخن مولای دین ما امیرالمونین است. حالا منظورم اینه که دوست داشتنیها کم چیزی نیستند... که همه چیز اند

    .

    .

    . البته که از پیامبر داریم شفاعت ما به فلان کسان میرسد، ب کسی که نماز نگذارد نمیرسد... این یعنی این محبته باید نمود داشته باشه بعدش با این حسنه ی بزرگ سیئات شما رو از بین میبریم...

    .

    .

    البته من شیعه حق ندارم جای خدا بشینم و بگم خدا چرا اون مسیحیه اون یهودیه اون... بالاتر از من جا داره، چرا؟؟؟ چون مغز دین اخلاق است، انی بعثت لاتم مکارم الاخلاق. حالا توی شیعه از کجا میدونی که اون فلانی با اخلاق تر از تو نبوده؟؟؟

    .

    . البته خیلی حرف هست که برای نظرات وبلاگ طولانیه:)

    . جالبه اینجا چندباره که اینجا اومدم یه سوالی درگیری ذهنی چندروزه ام شده بعد میام اینجا بحث اش رو میبینم (شکلک شادمان :)

    پاسخ:
    سلام

    خوش میاید
    :)

    وَلَا تَرْ‌کَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ‌ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّـهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُ‌ونَ ﴿١١٣ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَ‌فَیِ النَّهَارِ‌ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ۚ ذَٰلِکَ ذِکْرَ‌ىٰ لِلذَّاکِرِ‌ینَ ﴿١١٤ هود

    در آیه ی قبلش خدا داره میگه که ولی ای غیر از من ندارید (بحث قیامت است) و یاری هم نمیشید تو آیه ی بعد میگه نماز بخونید (اوقات نماز رو هم مشخص کردن)که خوبی های خودتون بدیهای شما رو از بین میبره

    مشکل من با تفسیر دقیقا همین چیزهاست
    آخه از کجای این آیه میشه فهمید که دوس داشتن اهل بیت و خود پیامبر نیکی ای است که بدیهای ما رو از بین میبره

    شاید بگید از جای دیگه میفهمیم!

    من میگم از کجا؟

    اگر مشخص بشه که این ادعا دلیل داره تازه حرف من ثابت شده و اون دوست داشتنه عمل نیک منه که بدیها رو از بین میبره باز هم شفاعت نیست
    ببینیم دقت بدرد همین جاها میخوره ها

    و ما متاسفانه ذوقی و دلی مطالب جدی رو داریم برسی میکنیم و این اصلا خوب نیست

    مهم اینه که ما اگر مطلبی داشتیم که عقلانی بود دیگه صحبتی نداریم مثل "عدم امکان اجتماع نقیضین" خب این آیه و حدیث نمی خواد. بعد از این مطالبت وحیانیست که فهمیده میشن و پذیرفته میشن چون قابل مقایسه و اندازه گیری نیست

    مثلا یا از غیب خبر داده یا قانون وضع کرده و ما با اعتماد می پذیریمشون

    بعد از اینها روایات پیامبر هستش که اگر با قرآن تضاد نداشته باشه و اطمینان حاصل کنیم که از سوی خود رسول خدا ذکر شده هم اینها هم لازم الاجرا و صحیحه و باقی چیزها و حرفها و روایات هم حرفهای با ارزشی هستن که باید با عقل قرآن سنجیده بشه و فهمیده بشه

    فک کنم این روال روال علمی و عقل پسندی باشه و مهمه ما بجای اینکه مفاهیم و مدعا ها رو بخوایم ثابت کنیم آزاد باشیم و فهم درست رو دریافت کنیم همه چی خوب و مرتب بشه و دعوایی هم پیش نیاد

    ممنون از متانت و بیان خوبتون

    روز و روزگارتون پر از موفقیت بندگیه خدا

    :)

    @}-----
    موفق باشییییییییییییی همین فقط
    پاسخ:
    مگه بالاتر از این هم هست

    ممنون از آرزوی خوبت

    @}----
    :)
  • دوست مقوایی
  • سلام

    «چقدر روایت داریم که از دین کسان نپرسید که دورتون خالی میشه؟! چرا به این روایات عمل نمی کنیم؟»

    شما که روایت بلدی و روایت می خونی من این همه روایت برات آوردم در مورد شفاعت.
    چرا روایت های شما درست و مورد قبول هست ولی روایت های من همه نادرست؟
    حتما می خوایی بگی قرآن گفته شفاعت نیست؟
    ما یه حدیث خیلی معروفی داریم به اسم حدیث ثقلین که پیامبر فرموده.
    اگه میشه این حدیث رو برای من بیارین و بگین منظور از این حدیث چی بوده.



    یه نکته ای هم که باید اشاره کنم اینجوری نیست که ما میگیم هر کسی شیعه بود اون روز (روز محشر) مورد شفاعت قرار میگیره یه راست میره بهشت.
    نه همچین چیزی نیست. روایت داریم از امام صادق علیه السلام: اِنَّ شَفاعَتَنَا لاتَنالُ مَستَخِفّاَ بِالصَّلاةِ یعنی شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد نمی‌رسد.
    پس صرف اعتقاد به وجود داشتن شفاعت باعث نمیشه که ما مشمول شفاعت بشیم و بریم بهشت. این یکی از شرایط و ضوابط شفاعت هست.

    پاسخ:
    سلام


    روایت من قبوله چون همراه با قرآن و عقل هم میپذیرتش و مال شما رده به خاطر عدم همین دلایل.

    و اون چیزی رو هم که در مورد قرآن گفتید، خوب گفتم دیگه! بله قرآن سفت و محکم میگه شفاعت نداریم


    دارم درمورد ثقلین بررسی میکنیم اما سیاق قرآن با این حدیث نمی خونه و خدا اصلا یه همچین چیزی رو برای سعادت ذکر نکرده و خلافش رو هم داریم

    حالا ان شا الله سر فرصت بهش می پردازم

    ما تو جامعه ی کبیره میگیم: اللَّهُمَّ إِنِّی لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَیْکَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَخْیَارِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِی

    مرد این حرف باشیم دیگه

    شیعه افتخارش اینه که متعصب نیست و من به این خاصیت افتخار میکنم

    ما فرزندان دلیل هستیم نه مدعا

    فدای تو

    @}----
    :)

    سلام

    باید ی روز که حال داشتم بیام اینجا ببینم چه خبره

    بحث سر چیه؟

    اصلا کی به کیه؟

    :)

    پاسخ:
    سلام

    امیدوارم اون روز زود باشه

    @}----
    :)
  • دوست مقوایی
  • ادامه از نظر قبلی

    قالت عائشةوغیرها من أصحابه إن الناس  أفحموا ودهشوا حیث ارتفعت الرنة... حتى جاء الخبر أبا بکر ... حتى دخل على رسول الله صلى الله علیه وسلم فأکب علیه وکشف عن وجهه ومسحه وقبل جبینه وخدیه وجعل یبکی ویقول بأبی أنت وأمی ونفسی وأهلی طبت حیا ومیتا ....  اذکرنا یا محمد عند ربک

    تمهید الأوائل وتلخیص الدلائل - الباقلانی - ص 488 ؛ سبل الهدی و الرشاد  ج 2 ، ص 299 ، الباب الثامن و العشرون فی بلوغ هذا الخطب الجسیم الی الصدیق الکریم ؛ الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة ــ احمد زینی دحلان ــ ص 34 ؛ مخالفة الوهابیة للقرآن و السنة ــ عمر عبدالسلام ــ ص 33 .

    عایشه و غیر او از اصحاب رسول خدا ( در جریان وفات رسول خدا )می گویند ‌: مردم متحیر و سرکشته و وحشت زده شده بودند صدای ناله ها به گوش می رسید ... تا اینکه خبر به ابوبکر رسید ... ابو بکر بر پیامبر ( صلی الله علیه (و آله) و سلم ) وارد شد خود را بر روی( پیکر مطهر ) پیامبر انداخت و  پارچه روی صورت پیلمبر را کنار زد و دست به صورت و پیشانی و گونه های ایشان کشید و در حالی که گریه می کرد عرضه داشت پدر و مادرم و جانم و خانواده ام فدایت پاک و پاکیزه  زندگی نمودی و  پاک و پاکیزه  از دنیا رفتی .... ای محمد ما را در پیشگاه پروردگارت یاد کن ... .

     

    ال العلامة ابن حجر فی الجوهر المنظم وروى بعض الحفاظ عن أبی سعید السمعانی أنه روى عن علی بن أبی طالب رضی الله عنه وکرم وجهه إنهم بعد دفنه صلى الله علیه وسلم بثلاثة أیام جاءهم أعرابی فرمى بنفسه على القبر الشریف على صاحبه أفضل الصلاة والسلام وحتى ترابه على رأسه وقال یا رسول الله قلت فسمعنا قولک و وعیت عن الله ما وعینا عنک وکان فیما أنزل الله علیک قوله تعالى ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما وقد ظلمت نفسی وجئتک مستغفرا إلى ربی فنودی من القبر الشریف إنه قد غفر لک وجاء مثل ذلک عن علی رضی الله عنه من طریق أخرى فهی تؤید روایة السمعانی ویؤید ذلک أیضا ما صح عنه صلى الله علیه وسلم من قوله حیاتی خیر لکم تحدثون وأحدث لکم ووفاتی خیر لکم تعرض على أعمالکم ما رأیت من خیر حمدت الله تعالى وما رأیت من شر استغفرت لکم

    تفسیر قرطبی ج 5 ، ص 265 ، 266 ، ذیل آیه 64  سوره نسا ء ؛ تفسیر بحر المحیط  ــ أبوحیان أند لسی ــ ج 4 ، ص 180 ، باب 64 ، ذیل آیه 64 سوره نسا ء ؛ الدرر السنیة فی الرد على الوهابیة - أحمد زینی دحلان - ص 21 22 .

    احمد زینی دحلان به نقل از ابن حجر در کتاب الجوهر المنظم می گوید :

     بعضی از حفاظ حدیث از أبی سعید سمعانی نقل کرده اند که او از علی بن أبی طالب ( صلوات الله و سلامه علیه ) کرده است : سه روز از مراسم تدفین پیامبر اکرم  (صلی الله علیه (و آله) و سلم ) گذشته بود  فردی اعرابی نزد ما آمد ، خودش را روی قبر پیامبر اکر م (علیه أفضل الصلاة و السلام ) انداخت و از خاک قبر بر سر خود می ریخت و می گفت:‌ یا رسول الله شما ( در دوران رسالتت ) مطالبی‌فرمودی و ما هم فرمایشات شما را شنیدیم و همانگونه که تو از خداوند فرامین و دستورات دینی را اخذ نمودی‌ ما نیز این فرامین و  دستورات دینی را از تو فرا گرفتیم یکی از آیاتی که خداوند بر تو نازل فرمود این بود : ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما ( اگر مسلمانان به خود ظلم نمود ند و پیش تو آمدند و از خداوند طلب بخشش نمود ند و رسول خدا نیز برای آنها از خداوند طلب بحشش نمود خداوند را  تو به پذیر و بخشنده می یابند ( کنایه از اینکه خداوند آنها را می بخشد ) حال ای رسول خدا من به نفسم ظلم کرده ام و به درگاه شما آمده ام  که برای من از خداوند طلب بخشش کنید ، پس از قبر شریف ندایی آمد که خداوند تو را بخشید .

     

     

    جالبه که این همه آدم که هر کدام دارای مقام و رتبه ای بودند و از عالمان به شمار می روند مانند ترمذی و نووی و رازی و دارمی و ابو حیان اندلسی و ابن ابی الحدید و قرطبی و ... و حتی بعضی از آنها پیشوای مکتب هایی بودند مانند احمد بن حنبل پیشوای حنبلیان از شفاعت صحبت می کنند ولی شما خود را از آنها بالاتر می دانید و می گویید که آنها درک درستی از قرآن نداشته اند و شما بیشتر از آنها می فهمید و آنها نفهم بودند.

    بنازم به این عزت نفس

    در پایان سوالی دارم:

    آیا شما عضو گروه داعش هستید؟

    مسلما شیعه که نیستید. سنی هم نیستید چون در صحیح بخاری ، ج 1 ، ص 91 اینگونه آمده:

    رسول گرامی فرمود :
    « اُعْطِیْتُ خَمْساً . . . وَاُعْطِیْتُ الشَّفاعَةَ فَادّخَرْتُها لاُِمَّتِی »
    پنج چیز به من ارزانی شد . . . و شفاعت به من عطا شد ، پس آن را برای امت خود ذخیره نمودم .

    همانطور که همه می دانیم کتاب «صحیح بخاری» همراه با کتاب «صحیح مسلم» از برترین کتاب های سنیان هستند و آنها را بعد از قرآن صحیح ترین کتاب ها می دانند که نباید درآنها شک کرد.

    پس شما از سنیان هم نیستید چون کتاب صحیح بخاری را زیر سوال بردید.

    اگر نه شیعه هستید و نه سنی، پس چه هستید؟


    پاسخ:
    فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَ‌تَ اللَّـهِ الَّتِی فَطَرَ‌ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّـهِ ۚ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَـٰکِنَّ أَکْثَرَ‌ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿٣٠

    یا

    إِنَّ الَّذِینَ فَرَّ‌قُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ ۚ إِنَّمَا أَمْرُ‌هُمْ إِلَى اللَّـهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُوا یَفْعَلُونَ ﴿١٥٩ مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ‌ أَمْثَالِهَا ۖ وَمَن جَاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلَا یُجْزَىٰ إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ ﴿١٦٠ قُلْ إِنَّنِی هَدَانِی رَ‌بِّی إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِیمٍ دِینًا قِیَمًا مِّلَّةَ إِبْرَ‌اهِیمَ حَنِیفًا ۚ وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِ‌کِینَ ﴿١٦١ قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّـهِ رَ‌بِّ الْعَالَمِینَ ﴿١٦٢﴾ انعام

    مسلماً کسانی که دینشان را بخش بخش کردند، وگروه گروه شدند، تو را هیچ پیوندی با آنان نیست، کار آنان فقط با خداست، سپس به اعمالی که همواره انجام می دادند، آگاهشان می کند.

    میبینم که مصداق بارز این آیه ای برادر چقدر راحت اسلام رو تیکه تیکه کردی به شیعه و سنی و داعش آمریکایی!!!!!

    حالا من یه انذار بهت میدم: چون شامل این آیه میشی تو را با نبی هیچ پیوندی نیست و کارت با خداست چه شفاعت وجود داشته باشه چه نداشته باشه شامل تویی که از نبی نیستی به فرموده ی خدا نمی شی. برو سراغ چیزایی که شامل تو میشه

    چقدر روایت داریم که از دین کسان نپرسید که دورتون خالی میشه؟! چرا به این روایات عمل نمی کنیم؟

    مطلبت رو گفتی خب دیگه چه نیازی بود با بیل و اره و تیشه به جونم بیوفتی؟

    ته ته ش من یه نفهم یا یه جاهلم دیگه نیازی نیست که باهام اینطوری برخورد کنی :(   :)

    امیدوارم به زودی از مصداق این آیه خارج بشی @}-----

    یه تذکر دیگه

    خطبه حضرت زهرا برای فدک رو بخونید!
    یا نهج البلاغه رو!

    حضرات دردانه های عالم ادعا میکنند و با قرآن اثبات میکنند
    و شما قرآن رو ذکر میکنید به عنوان مدعا و برای اثباتش از زید و امر و ایکس و ایگرگ دلیل که نه مدعا میارید!!!!! بعد میگید شیعه هستید!!!!

    دقیقا شیعه ی چه چیز امیر مومنانی شما؟

    خطبه رو ببین و بعد نظراتی رو که گذاشتی نگاه کن

    تَرِدُ عَلَى أحَدِهِمُ القَضِیَّةُ فی حُکْمٍ مِنَ الاْحْکَامِ فَیَحْکُمُ فِیهَا بِرَأْیِهِ، ثُمَّ تَرِدُ تِلْکَ القَضِیَّةُ بِعَیْنِهَا عَلَى غَیْرِهِ فَیَحْکُمُ فِیها بِخِلافِ قَوْلِهِ، ثُمَّ یَجْتَمِعُ القُضَاةُ بِذلِکَ عِنْدَ إمامِهِم الَّذِی اسْتَقْضَاهُم فَیُصَوِّبُ آرَاءَهُمْ جَمِیعاً، وَإِلهُهُمْ وَاحِدٌ! وَنَبِیُّهُمْ وَاحِدٌ! وَکِتَابُهُمْ وَاحِدٌ! أَفَأَمَرَهُمُ اللهُ ـ سُبْحَانَهُ ـ بِالاِخْتلاَفِ فَأَطَاعُوهُ! أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ! أَمْ أَنْزَلَ اللهُ سُبْحَانَهُ دِیناً نَاقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَى إِتْمَامِهِ! أَمْ کَانُوا شُرَکَاءَ لَهُ فَلَهُمْ أَنْ یَقُولُوا وَعَلَیْهِ أَنْ یَرْضِى؟ أَمْ أَنْزَلَ اللهُ سُبْحَانَهُ دِیناً تَامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ صلى الله علیه وآله عَنْ تَبْلِیغِهِ وَأَدَائِهِ؟ وَاللهُ سُبْحَانَهُ یَقُولُ: وَفِیهِ تِبْیَانٌ لِکُلِّ شَیْءٍ، وَذَکَرَ أَنَّ الکِتَابَ یُصَدِّقُ بَعْضاً، وَأَنَّهُ لاَ اخْتِلافَ فِیهِ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ: . وَإِنَّ القُرآنَ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَبَاطِنُهُ عَمِیقٌ، لاَ تَفْنَى عَجَائِبُهُ، وَلاَتَنْقَضِی غَرَائِبُهُ، وَلاَ تُکْشَفُ الظُّلُمَاتُ إلاَّ بِهِ. خطبه 18 نهج البلاغه ی امیر مومنان

    ترجمه ش رو نیاز ندارید حتما ولی اون رو هم میذارم!

    گاهى یک دعوا مطرح مى‏شود و قاضى به راى خود حکم مى‏کند، پس از آن عین‏ این جریان نزد قاضى دیگرى عنوان مى‏گردد،او درست‏ بر خلاف اولى راى مى‏دهد.

    سپس همه نزد پیشوایشان که آنان را به قضاوت منصوب داشته گرد مى‏آیند،او راى همه را تصدیق مى‏کند،و فتواى همگان را درست مى‏شمارد!در صورتى که‏ خداى آنها یکى، پیغمبرشان یکى و کتابشان یکى است!...آیا خداوند متعال آنها را به پراکندگى و اختلاف فرمان داده و آنها اطاعتش ‏کرده ‏اند؟

    و یا آنها را از اختلاف نهى فرموده و معصیتش نموده ‏اند؟

    یا اینکه خدا دین ناقصى فرو فرستاده، در تکمیل آن از آنان استمداد جسته است؟

    و یا آنها شریک خدایند که حق دارند بگویند و بر خدا لازم است رضایت دهد؟

    و یا اینکه خداوند دین را کامل نازل کرده اما پیغمبر(ص)در تبلیغ و اداى آن ‏کوتاهى ورزیده؟

    با اینکه خداوند مى‏فرماید:« ما فرطنا فى الکتاب من شیى‏ء »:در قرآن از هیچ چیزفروگذار نکرده‏ایم،و نیز مى‏فرماید:

    « تبیان لکل شى‏ء »:در قرآن بیان همه چیز آمده است.

    و یادآور شده است که آیات قرآن یکدیگر را تصدیق مى‏کنند و اختلافى در آن وجود ندارد چنانکه مى‏فرماید:

    «اگر قرآن از ناحیه غیر خدا بود اختلافات فراوانى در آن مى‏یافتند»قرآن داراى ظاهرى زیبا و شگفت انگیز و باطنى پرمایه و عمیق است،نکات شگفت‏ آور آن فانى نگردد و اسرار نهفته آن پایان نپذیرد هرگز تاریکیهاى جهل و نادانى جز به‏ آن رفع نخواهد شد.


    و هر نفسی برای قضاوت خودش آگاه تره

    خدا میدونه که اگر آدرس ارتباطی داشتی این حرفای پند گونه و نقد گونه که متوجه شخص خودته رو به اونجا میدادم و تو جمع مطرحش نمیکردم ازت بابت بیانش در جمع معذرت میخوام برادر عزیز و جان من

    من اگه جون و مال و آبروت در خطر باشه فدایی تو هستم که بنده ی خدامی و برادر مسلمونم
    @}----
    :)
  • دوست مقوایی
  • ادامه از نظر قبلی

    شفاعت در قرآن

    خداوند در قرآن می فرماید :‌

    ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما ) .  النساء / 64 .

    و اگر آنان وقتى به خود ستم کرده بودند ، پیش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پیامبر  ] نیز ] براى آنان طلب آمرزش مى کرد ، قطعاً خدا را توبه پذیرِ مهربان مى یافتند .

    و در باره منافقین می‌گوید :

     وإذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله لووا رؤوسهم ورأیتهم یصدون وهم مستکبرون . المنافقون / 5 .

    و چون بدیشان گفته شود : «بیایید تا پیامبر خدا براى شما آمرزش بخواهد» ، سرهاى خود را بر مى گردانند ، و آنان را مى بینى که تکبرکنان روى برمى تابند .

     

    شفاعت در روایات

    حلبی در کتاب السیرة الحلبیة به نقل از ابن اسحاق در کتاب المبدأ و قصص الأنبیاء می گو ید : شخصی بنام تبع بن حسان الحمیری‌ قبل از تولد پیامبر اکرم نامه ای خطاب به حضرت نوشت که عبارت نامه به این شرح است

    أما بعد یا محمد فإنی آمنت بک وبربک ورب کل شئ وبکل ما جاءک من ربک من شرائع الإسلام والإیمان وإنی قلت ذلک فإن أدرکتک فیها ونعمت وإن لم أدرکک فاشفع لی یوم القیامة ولا تنسنی  وکتب عنوان الکتاب إلى محمد بن عبد الله خاتم النبین والمرسلین ورسول رب العالمین من اتبع لأول حمیر أمانة الله فی ید من وقع هذا الکتاب فی یده إلى أن یدفعه إلى صاحبه  و دفعه إلی رأس العلماء المذکورین  .

    ای‌ محمد من به تو و به پروردگار تو که تمامی اشیاء مخلوق اویند و تحت ید قدرت او هستند و به تمامی دستوراتی از طرف خداوند به تو ابلاغ شده ایمان آوردم  و به این مطالب اقرار می کنم  پس اگر روزی دوران رسالت تو را درک کردم ( و در قید حیات بودم ) خیلی خوب است ( که در خدمت تو باشم ) اما اگر دوران رسالت تو را درک نکردم ( و در قید حیات نبودم ) از تو می خواهم مرا روز قیامت شفاعت کنی و در آن روز مرا فراموش نکنی ... ( ابن اسحاق در ادامه می گوید ) و این عبارت را عنوان نامه قرار داد : این نامه از طرف اتبع اول از طایفه حمیر به محمد بن عبدالله آخرین پیغمبر و فرستاده پروردگار عالم و این نامه را امانت قرار می دهم در دست این شخص تا اینکه آن را به دست صاحب اصلی آن ( یعنی پیامبر اکرم )  برساند  و این نامه را به دست عالم بزرگ آن زمان داد

    حلبی به نقل از ابن اسحاق در ادامه  می گوید : 

    ثم وصل الکتاب المذکور إلى النبی صلى الله علیه وسلم على ید بعض ولد العالم المذکور حین هاجر وهو بین مکة والمدینة ... و بعد قراءة الکتاب علیه صلى الله علیه وسلم قال مرحبا بتبع الأخ الصالح ثلاث مرات

    سپس این نامه را یکی از فرزندان( ابی لیلی ) آن عالم در زمان مهاجرت پیامبر اکرم به مدینه در بین مکه و مدینه به دست  پیامبر اکرم  رساند ... و پیامبر اکرم بعد از قرائت نامه  سه بار  فرمودند : آفرین  به « تبع » برادر صالح ما .

    کان بین تبع هذا أی بین قوله إنه آمن به وعلى دینه وبین مولد النبی صلى الله علیه وسلم ألف سنة

    حلبی به نقل از ابن اسحاق در ادامه  می گوید : 

    بین  تبع در زمانی  که این نامه را نوشت و بین زمان تولد پیامبر اکرم 1000 سال فاصله بود. ( یعنی تبع این نامه را 1000 سال قبل از تولد پیامبر اکرم نوشته بود  و در آن زمان از ایشان طلب شفاعت نموده بود ) .

    السیرة الحلبیة - الحلبی - ج 2 - ص 279 280

     

    عن أنس بن مالک أنه قال : سألت النبی أن یشفع لی یوم القیامة فقال : أنا فاعل . قلت : فأین أطلبک ؟ قال اولا على الصراط ، قلت فإن لم ألقک ؟ قال : عند المیزان ، قلت فإن لم ألقک ؟ قال : عند الحوض فإنی لا أخطی هذه المواضع .

     صحیح الترمذی : 4 / 42 ، باب ما جاء فی شأن الصراط ج4، ص 621، ح2433.

    انس مى گوید: از پیامبر(صلى الله علیه وآله) درخواست کردم که در قیامت درباره من شفاعت کند، وى پذیرفت و فرمود: من این کار را انجام مى دهم. به پیامبر(صلى الله علیه وآله)گفتم: شما را کجا جستجو کنم؟ ابتدا فرمودند : در کنار صراط ، عرضه داشتم اگر شما را در کنار صراط ملاقات نکردم شما را در کجا می توانم ببینم؟  فرمود ند کنار میزان، عرضه داشتم اگر شما را در کنار میزان ملاقات نکردم شما را در کجا می توانم ببینم ؟ فرمود ند کنار حوض ، بدرستیکه من بغیر از این سه مکان جایی نمی روم .

     

    سواد بن قارب نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و در ضمن ابیاتی از ایشان طلب شفاعت نمود :

    وکن لى شفیعا یوم لا ذوشفاعة         سواک بمغن فتیلا عن سواد بن قارب.

    الاصابه،ج 3،ص 182 ، ذیل ترجمه سواد بن قارب الدوسی  أو السدوسی رقم 3596 ؛ الأحادیث الطوال ــ طبرانی ــ ص 85 ، حدیث رقم 31 ، باب حدیث سواد بن قارب ؛ الدررالسنیه ــ احمد زینی دحلان ــ ، ص 27 .

    اى پیامبر: روز قیامت شفیع من باش. روزی که شفاعت، دیگران به حال سواد بن قارب به مقدار رشته وسط خرما، سودى نمى بخشند.

     

    محمد بن حبیب می گوید :

     ثم لما فرغ على من غسله وأدرجه فی أکفانه کشف الأزار عن وجهه ثم قال بأبی أنت وأمی طبت حیا وطبت میتا ... بأبی أنت وأمی اذکرنا عند ربک ... .

    التمهید - ابن عبد البر - ج 2 ، ص 162 ، شرح نهج البلاغة - ابن ابی الحدید -  ج 13 ، ص 42 ، باب ذکر طرف من سیرة النبی علیه السلام عند موته .

    محمد بن حبیب می گوید: زمانیکه علی (علیه السلام ) غسل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) را به اتمام رساند و کفن بر قامت ایشان پوشاند کفن را از صورت ایشان کنار زد و عرضه داشت :‌ پدر و مادرم فدایت پاک و پاکیزه  زندگی نمودی و  پاک و پاکیزه به پیشگاه خداوند شتافتی ... پدر و مادرم فدایت ما را در پیشگاه  پروردگارت یاد کن ...


    ادامه دارد...
    پاسخ:
    عرض شود که دو آیه ای که اوردید در مورد استغفاره و مربوط به دنیاست و حیات دنیوی نبی مکرم و ربطی به قیامت نداره کما اینکه امیر مومنان بعد از تجهیز و دفن نبی اکرم فرمودند سه چیز با رحلت ایشون از دستمون رفت که یکیش همین استغفار رسول رو ذکر میکنن و اون هم دلیله بر اینکه این آیات ربطی به شفاعت قیامت نداره و در دنیا هم چندان ارزشی نداره چون اگر کسی توبه کنه خدا میپذیره ازش چون خودش گفته:

    قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَ‌فُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّ‌حْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ یَغْفِرُ‌ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِیمُ ﴿٥٣﴾ زمر


    وَاسْتَغْفِرُ‌وا رَ‌بَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ ۚ إِنَّ رَ‌بِّی رَ‌حِیمٌ وَدُودٌ ﴿٩٠﴾ هود


    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِ‌یبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْ‌شُدُونَ ﴿١٨٦﴾بقره


    فقط نکته ش اینه که تا زنده ایم و تا پرده ها کنار نرفته باید اینکار رو بکنیم و ما هم باید بکنیم یا با زبان خودمون یا بالاتر از اون قلبا بخواهیم و درصورت حضور نبی از او بخواهیم که برایمان طلب بخشش کند که این امکان هم ازمون گرفته شده

    @}----
    :)
  • دوست مقوایی
  • ادامه از نظر قبلی

    و نووی از علمای بزرگ اهل سنت و از شارحین صحیح مسلم به نقل از قاضی عیاض بن موسی می‌نویسد :

    قال القاضی عیاض رحمه الله مذهب أهل السنة جواز الشفاعة عقلا ووجوبها سمعا بصریح قوله تعالى (یَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِیَ لَهُ قَوْلًا ) وقوله (وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى) وأمثالهما وبخبر الصادق صلى الله علیه وسلم وقد جاءت الآثار التی بلغت بمجموعها التواتر بصحة الشفاعة فی الآخرة لمذنبی المؤمنین وأجمع السلف والخلف ومن بعدهم من أهل السنة علیها .

    شرح مسلم - النووی - ج 3 - ص 35 .

     

    قاضی عیاض می‌گوید : " مذهب اهل سنت بر این است که شفاعت عقلا جایز و شرعا واجب است ؛ به دلیل این که خداوند به صراحت در آیه قرآن فرموده است : " در آن روز ، شفاعت  [ به کسى ] سود نبخشد ، مگر کسى را که  [ خداى] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید " و نیز گفته خداوند که  فرموده : " و جز براى کسى که [ خدا ] رضایت دهد ، شفاعت نمى کنند " و امثال این آیات . و همچنین به خاطر روایات پیامبر راستگو صلی الله علیه وآله وسلم مبنی بر صحت شفاعت در آخرت برای گناهکارانی از مؤمنین که مجموع این روایات به حد تواتر می‌رسد . تمامی علمای اهل سنت ؛ از گذشته تا کنون بر صحت شفاعت اجماع دارند .

    و تاج الإسلام أبو بکر الکلاباذی ( متوفی 380 ه‍ در این باره می‌گوید :

    إن العلماء قد أجمعوا على أن الإقرار بجملة ما ذکر الله سبحانه وجاءت به الروایات عن النبی ( صلى الله علیه وآله ) فی الشفاعة واجب ، لقوله تعالى : (وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى) ولقوله : (عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا ) وقوله : (وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى) . وقال النبی ( صلى الله علیه وآله ) : " شفاعتی لأهل الکبائر من أمتی " .

    علما بر این مطلب اجماع دارند که اقرار به تمامی آن‌چه که خدا و رسول او (صلی الله علیه وآله وسلم ) در باره شفاعت گفته‌اند ، واجب است . به دلیل فرموده خداوند : " و بزودى پروردگارت تو را عطای خواهد داد ، تا خرسند گردى » و فرموده خداوند : " امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند " و نیز فرموده خداوند : " و جز براى کسى که [ خدا ] رضایت دهد ، شفاعت نمى کنند " و همچنین سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم ) که فرمود : " من گناهکارانی از امتم را شفاعت می‌کنم " .

    لتعرف لمذهب أهل التصوف ، ص 54 _ 55 ، تحقیق د . عبد الحلیم محمود ، شیخ الأزهر الأسبق .

     

    و حتی ابن تیمیه نیز شفاعت در قیامت را قبول دارد و در این باره می‌‌گوید :

    للنبی (صلى الله علیه وآله ) فی یوم القیامة ثلاث شفاعات... وأما الشفاعة الثالثة فیشفع فی من استحق النار وهذه الشفاعة له (صلى الله علیه وآله)  ولسائر النبیین والصدیقین وغیرهم فی من استحق النار أن لا یدخلها ویشفع فی من دخلها .

    برای پیامبر ( صلی الله علیه وآله وسلم ) در روز قیامت سه شفاعت است ... شفاعت سوم برای کسانی است که مستحق آتش هستند . شفاعت آن حضرت ، سایر انبیاء ، صدیقین و دیگران به این است که کسی که سزاوار آتش است ، وارد آن نشود ، و نیز در مورد کسی که داخل آتش شده شفاعت می‌کند .

    مجموعة الرسائل الکبری ، ج1 ،‌ ص403_ 404 .

     

    و محمد بن عبد الوهاب نیز در این باره می‌گوید :

    وثبتت الشفاعة لنبینا محمد (صلى الله علیه وآله) یوم القیامة ولسائر الأنبیاء والملائکة والأولیاء والأطفال حسبما ورد ، ونسألها من المالک لها والآذن فیها بأن نقول : اللهم شفع نبینا محمدا فینا یوم القیامة أو اللهم شفع فینا عبادک الصالحین ، أو ملائکتک ، أو نحو ذلک مما یطلب من الله لا منهم ... إن الشفاعة حق فی الآخرة ، ووجب على کل مسلم الإیمان بشفاعته ... .

    الهدیة السنیة ، الرسالة الثانیة ، ص42 .

    شفاعت برای پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) در روز قیامت و نیز برای سایر انبیاء ، ملائکه ، اولیاء و اطفال بنابر آن چه که وارد شده است ، قطعی است . و ما درخواست می‌کنیم از مالک و اجازه دهنده شفاعت به این صورت که می‌گوییم :

    و ما از خدواندی که صاحب شفاعت می باشد و اجازه شفاعت به دست اوست در خواست می کنیم:

    " بار خدایا ! پیامبر ما را در روز قیامت شفیع ما قرار بده " . یا این‌که می‌گوییم : " بار خدایا ! صالحان و ملائکه خود را شفیع ما قرار بده " و مانند این سخنان که از خداوند طلب می‌کنیم نه از غیر خدا . شفاعت در آخرت حق و واجب است بر هر مسلمانی که به آن ایمان داشته باشد ... .


    پاسخ:
    یعنی ببینیم که کار به کجا کشیده که از محمد بن عبد الوهاب هم نظر اورده شده

    شفاعت برای پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) در روز قیامت و نیز برای سایر انبیاء ، ملائکه ، اولیاء و اطفال بنابر آن چه که وارد شده است ، قطعی است.

    این قطعیت رو این بزرگوار از گجا اورده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟

    ببینیم فرق است بین مدعا و دلیل

    تمام این حرفهایی که از قول این و آن نقل کردی همش ادعاست و بابت ادعا ماچ هم به آدم نمیدن

    من اگر به زن یا دختری بگم دوست دارم و یک بوسی به من بده عمرا نمیده تا دلیل برای این ادعام نیارم. مثلا میگه اگه دوستم داری پاشو برو از خانواده م منو خواستگاری کن. بالاخره دلیل می خواد برای باور کردن این ادعا

    حالا ما از یه دختر 14 ساله کمتریم و در مورد مهمترین تیکه زندگیمون که ابدمون باشه باید بدون دلیل ادعایی رو بپذیریم!!!!!!!؟

    به خود خدا یهود هم مدعیه که شفاعت داره و جز روزهای اندکی در آتش نیستند!!!!!
    چرا نریم یهودی شیم اونا که ادعاشون خوشگل تره

    @}----
    :)


  • دوست مقوایی
  • سه دسته آیه برای شفاعت داریم که من دوتاش رو عرض کردم
    نفی
    انحصار در خدا
    امکان شفاعت

    اولا عرض کنم اگه تناقض داشته باشه که یعنی قرآن کشکه و ادعایی دروغ بیشتر نیست

    عجب!!!!! من تو درست بودن این قرآن شک کردم. چجوریه یه جا میگه از انگور شهد شیرین و نیکو فراهم میشه و یه جا هم میگه که از عمل های شیطانه و باید ازش دوری بشه؟

    وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخیلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکراً وَ رِزْقاً حَسَناً إِنَّ فی ذلِک لَآیةً لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ؛ (سوره نحل آیه 67)

    همچنین از میوه های نخل خرما و انگور برای شما شهد و شیرینی و خوراکی های نیکو فراهم می شود که این هم برای مردم عاقل و فکور آیتی از آیات عظمت خداوند است

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (سوره مائده آیه 90)

    اى کسانى که ایمان آورده‏اید شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند پس از آنها دورى گزینید باشد که رستگار شوید

     

    خوشم میاد انسانی که تو همه مسائل احتیاج به معلم و راهنما داره اونوقت می خواد خودش بدون هیچ معلم و راهنمایی و فقط با عقل ناقص خودش از قرآن سر دربیاره

     

    تعریف شفاعت نزد متکلمین‏ اهل سنت

    أبو حفص النسفی ( متوفی 538 ه)‍  : در کتاب العقائد النسفیة :

    الشفاعة ثابتة للرسل والأخیار فی حق الکبائر بالمستفیض من الأخبار .

    العقائد النسفیة ، ـ لأبی حفص النسفی ـ ، ص 148

    امتیاز شفاعت خواهی  در مورد کسانی اهل گناه کبیره هستند برای‌ پیامبران و بندگان خوب خدا  به واسطه اخبار و روایات زیادی ثابت شده است .

     

    ناصر الدین أحمد بن محمد بن المنیر الإسکندری المالکی در کتاب الانتصاف می‌ گوید :

    وأما من جحد الشفاعة فهو جدیر أن لا ینالها ، وأما من آمن بها وصدقها وهم أهل السنة والجماعة فأولئک یرجون رحمة الله ، ومعتقدهم أنها تنال العصاة من المؤمنین وإنما ادخرت لهم ... .

    الانتصاف فیما تضمنه الکشاف من الاعتزال ، للإمام ناصر الدین الإسکندری المالکی المطبوع بهامش الکشاف ج1 ، ص 214 .

    کسی که شفاعت را انکار کند شایسته است مشمول شفاعت نشود ولی کسی که ایمان به شفاعت دارد  اما اهل سنت و جماعت که ایمان به شفاعت دارند و آن را تصدیق می نمایند پس آنها به رحمت خداوند امید دارند و اعنقادشان این است که شفاعت در مورد مؤمنین گنهکار است ( پیامبر  فرمودند ) من شفاعتم را برای افرادی از امتم که اهل گناه کبیره هستند نگه داشته ام ...

     

    قَالَ الْقَاضِی عِیَاض : مَذْهَب أَهْل السُّنَّة جَوَاز الشَّفَاعَة عَقْلًا وَوُجُوبهَا سَمْعًا بِصَرِیحِ قَوْله تَعَالَى : { یَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَع الشَّفَاعَة إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَن وَرَضِیَ لَهُ قَوْلًا } وَقَوْله : { وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنْ اِرْتَضَى } وَأَمْثَالهمَا ، وَبِخَبَرِ الصَّادِق صَلَّى اللَّه عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ، وَقَدْ جَاءَتْ الْآثَار الَّتِی بَلَغَتْ بِمَجْمُوعِهَا التَّوَاتُر بِصِحَّةِ الشَّفَاعَة فِی الْآخِرَة لِمُذْنِبِی الْمُؤْمِنِینَ . وَأَجْمَعَ السَّلَف وَالْخَلَف وَمَنْ بَعْدهمْ مِنْ أَهْل السُّنَّة عَلَیْهَا. . .  .

    نقلا عن : شرح صحیح مسلم ، للنووی  ج3 ، ص 35 ، باب إِثْبَات الشَّفَاعَة وَإِخْرَاج الْمُوَحِّدِینَ مِنْ النَّار .

    قاضی عیاض  می گوید: اهل سنت شفاعت را عقلا جایز و شرعا واجب می دانند و دلیل وجوب آن آیه 109 سوره طه : (در آن روز ، شفاعت  ( به کسى ) سود نبخشد ، مگر کسى را که( خداى) رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید )  و آیه 28 سوره انبیاء (و جز براى کسى که (خدا ) رضایت دهد ، شفاعت نمى کنند ) و امثال این آیات و روایات پیامبر اکرم صلی الله علیه و ( آله) و سلم می باشد . و روایات زیادی که مجموع آنها به حد تواتر می رسد در مورد صحت شفاعت در قیامت برای مؤمنین گنهکار وارد شده است . و تمامی علمای اهل سنت از قبل تا به حالا بر صحت شفاعت اجماع دارند ... .

     

     

    شفاعت از ضروریات مذاهب اسلامی

    شفاعت در قیامت ، با شرائط و خصوصیاتی که در باره آن ذکر شده است ، از ضروریات تمامی مذاهب اسلامی و مورد اجماع تمامی علمای مسلمان است که آیات بسیاری در قرآن کریم آن را تأیید می‌کند ؛ از جمله :

    وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى . الضحی / 5 .

    و بزودى پروردگارت تو را عطای خواهد داد ، تا خرسند گردى .

     

    وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا . الإسراء / 79 .

    و پاسى از شب را زنده بدار ، تا براى تو  [ به منزله ] نافله اى باشد ، امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند .

    تمامی مفسران شیعه و سنی بر این مطلب اتفاق دارند که مراد از «مقام محمود» همان مقام شفاعت است که خداوند آن را به پیامبرش وعده داده است .

     

    پیامبر(صلى الله علیه وآله)   فرمودند :

    اُعطیتُ خمساً... و اعطیت الشفاعة فادّخرتها لامّتى فهى لِمَنْ لا یشرک بالله شیئاً .

    خداوند بزرگ به من پنج امتیاز داده است... که یکى از آنها شفاعت است و آن را براى امت خود نگه داشته ام. شفاعت براى کسانى است که شرک نورزند .

     مسند احمد، ج1، ص 301 ، باب : مسند عبدالله بن عباس ; سنن نسائى، ج1، ص 211 ، باب : الطواف علی النساء فی غسل واحد ; سنن دارمى، ج1، ص 323 ، باب : الارض کلها طهور ... .

     

    در روایت دیگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود:

    انا اول شافع و اول مشفَّع

    من نخستین کسى هستم که شفاعت مى کند و نخستین کسى   هستم که شفاعت او پذیرفته مى شود.

    سنن ترمذى ج5 ، ص 248 ، باب ما جاء فی فضل النبی ، باب 22 ، حدیث رقم :  3695 ؛ سنن  دارمى ج 1 ، ص 26 ، باب ما أعطی النبی صلی الله علیه و سلم الفضل .

     

    فخر رازی از علما و مفسرین بزرگ اهل سنت در این باره می‌گوید :

    أجمعت الأمة على أن لمحمد صلى الله علیه وسلم شفاعة فی الآخرة وحمل على ذلک قوله تعالى ( عسى أن یبعثک ربک مقاما محمودا ) وقوله تعالى ( ولسوف یعطیک ربک فترضى ) .

    تفسیر الرازی ،  ج 3 ، ص 55  .

    تمامی امت اسلامی بر این مطلب اجماع دارند که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در قیامت حق شفاعت دارد و این دو آیه « امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند » و « و بزودى پروردگارت تو را عطای خواهد داد ، تا خرسند گردى » را به همین معنا حمل کرده‌اند .


    ادامه دارد ...
    پاسخ:
    سلام

    خوش اومدید دوست مقوایی

    من تو سه سطح پاسخ میدم اول آیه ی مثالی که اوردید درمورد شراب
    خیلی واضحه که درست کردن شراب یک کار ارادی است که از روی عمد و با طی مراحل علمی و تجربی حاصل می شود و این یک کار است و خدا، قصد کردن و درست کردن آن را از اعمال شیطان دانسته و اینکه در میوه جات از جمله انگور و خرما و غیره و غیره این خاصیت وجود دارد که می توان از آنها شراب تهیه کرد چیز دیگریست

    توجه:

    1. درست کردن و خمر شراب از عمل شیطان است
    2. خواص مواد تکوینا از سوی خداست و موجب برکت است و آیتی برای اهل اندیشه

    این دو تا موضوع مختلفه و اصلا شامل تناقض نمیشه

    سطح دوم: در پاسخ به روایاتی که ذکر فرمودید همه و همه چون مخالف قرآن است به حکم عقل و دستور نبی و ائمه به دیوار زده میشوند

    سطح سه: تاکید شما بر اجماع و اتفاق و نظر همه جزو باطل ترین دلایل عالم علماست که بشدت بر آن تاکید دارند متاسفانه

    سوال میکنم: آیا در پسر خدا بودن عیسی بین اهل انجیل اتفاق نیست یا نبوده؟ آیا این اتفاق موجب حقانیت این ادعای باطل می شود؟
    یا اصلا آیه رو ببینیم:

    وَقَالَتِ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَ‌ىٰ نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّـهِ وَأَحِبَّاؤُهُ ۚ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُم بِذُنُوبِکُم ۖ بَلْ أَنتُم بَشَرٌ‌ مِّمَّنْ خَلَقَ ۚ یَغْفِرُ‌ لِمَن یَشَاءُ وَیُعَذِّبُ مَن یَشَاءُ ۚ وَلِلَّـهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَیْنَهُمَا ۖ وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ‌ ﴿١٨﴾ مائده


    یهود و نصاری گفتند: ما پسران خدا و دوستان اوییم. بگو: [اگر گفتار شما درست است] پس چرا خدا شما را به گناهانتان عذاب می کند؟ بلکه شما هم بشری هستید از مخلوقاتی که خدا آفریده است. هر که را بخواهد می آمرزد، و هر که را بخواهد عذاب می کند. و مالکیّت و فرمانروایی آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، فقط در سیطره خداست، و بازگشت به سوی اوست.

    آیا این اجماع درست است؟

    و به شما عرض میکنم که همین استدلال اجماع را ابوبکر در مورد خلافتش کرد و حضرت زهرا با استناد به قرآن رد کرد این اجماع را!

    تو کل این پست من از شما دلیل ندیدم و همش اتفاق و احتمال و اینها بود

    نص صریح قرآن میگه شفاعت وجود نداره عالم رو باید با این تفسیر کنیم نه این رو با عالم.

    آیه رو ببینید

    یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا عَلَیْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ ۖ وَجِئْنَا بِکَ شَهِیدًا عَلَىٰ هَـٰؤُلَاءِ ۚ وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَ‌حْمَةً وَبُشْرَ‌ىٰ لِلْمُسْلِمِینَ ﴿٨٩ نحل

    دقت کنیم قرآن مفسره (تبیان) همه چیز (هر چیزی که مربوط به هدایت است) است نه قرآن معطل تفسیر شیعه و سنی و کامران و شیدا

    اصل قرآن است، اگر تو فهممون قرآن در حاشیه بود بدونیم داریم اشتباه میریم

    @}-----
    :)


    بریم نظر بعدی شما

    فداتم میشم خیلی خوش اومدی
  • گلاره امیری
  • "در مورد بخش اول فک میکنم من با مطالعه تر و با رفرنس تر حرف زدم و قاعدتا من باید بگم شما یه باز نگری تو خونده هاتون بکنید که نمی گم."


    من هم می تونستم رفرنس بدم و کلی ایه و حدیث بهتون معرفی کنم و خیلی سفت و سخت باهاتون بحث کنم! ولی مسئله اینه که من دیگه اعصاب و حوصله ی این بحث ها و محاجه ها رو ندارم!!! از طرف دیگه همون طور که گفتم،در این زمینه خیلی بحث شده و دلایل عقلی و نقلی و قرآنی آورده شده...دیگه اظهر من الشمسه!!! من هم نمیخوام همه ی اون حرفا رو دوباره تکرار کنم...کسی که بخواد بخونه و بشنوه،می خونه و می شنوه...


    "

    حالا فک کن خدا گفته شفاعت نیست و شما رفتی و تلاش کردی و زحمت کشیدی و میای میری بهشت
    منم خوردم و ریختم و پاشیدم و هر چیز دیگه یه کارهای خوبی هم دارم یه کارهای بدی هم دارم و اونجا قشنگ بگن شفاعت میکنیم و راه بیوفتم برم بهشت

    بالاغیرتن شما نمی سوزی از این ناعدالتی که چقدر تو دنیا پول جلو دستت بود و میتونستی خیانت کنی و نکردی میتونستی نماز نخونی و خوندی و هر چیز دیگه و الانم میرفتی با یه شفاعت خلاص میشدی!؟"



    ب
    بنید؛خدا خیلی کارها کرده که شاید مردم فکر کنن ظلم و بی عدالتیه...اینکه یکی فقیره و یکی در اوج ثروت...یکی خوشبخته و یکی بدبخت...یکی همه چی  داره و یکی هیچی نداره...کسی که فقط در حقش ظلم و بدی میشه بدون اینکه گناهی داشته باشه...آیا ما باید با دیدن این ها عدالت خدا رو زیر سوال ببریم؟؟؟؟؟؟ پس اگه کسی مورد شفاعت قرار گرفت هم کسی نباید احساس سوزش و درد بکنه!!!!! چون خدا عین حق و عدالته و درست می دونه داره چیکار میکنه...این ما هستیم که از خیلی چیزها خبر نداریم...و خداوند می داند و شما نمی دانید...شاید وقتی بعد از مرگ و در روز قیامت،خدا پرده ها رو از جلوی چشمامون برداره و اسرار رو بر ملا کنه،ببینیم که هیچ ظلمی از طرف خدا به ما نشده و این خود ما بودیم که به خودمون ظلم کردیم...
    وقتی خدا بخواد چیزی رو به دل کسی بندازه و راضی اش کنه و از دلش دربیاره،این کار رو میکنه و طرف رو راضی میکنه...یا اونقدر بهش میده و براش جبران میکنه که ظلمی رو که در حقش شده کاملاگ فراموش کنه و خیلی هم خوش به حالش بشه...

    از طرف دیگه مگه شفاعت برای تمام گناهانه؟؟؟؟؟ شاید شفاعت باعث بخشش یه گناهت بشه؛ولی باید تقاص بقیه اش رو توی جهنم پس بدی...شفاعت که حکم مستقیم بهشت نیست لزوما"!!!!
    پاسخ:
    lسلام

    ممنون و مطالعه میکنم

    @}----
    :)
  • گلاره امیری
  • اینکه شما مثل اهل سنت،به شفاعت اعتقاد ندارین و من و امثال من اعتقاد داریم،یعنی تفاوت عقاید اونقدر زیاده که به راحتی نمیشه یکی اون طرف رو متقاعد کنه!!! قطعا" دلیل و برهان و آیه و حدیث در این زمینه اونقدر هست که همه خوندن و شنیدن...توی کتاب ها،رادیو،تلویزیون،اینترنت...پس من نمیخوام باز هم همه ی اونها رو تکرار کنم...فقط ازتون میخوام اگه در این زمینه"شفاعت" و شبهات تون، توی کتاب ها و اینترنت،چیزی نخوندین بخونین و اگه خوندین،دوباره بخونین و بهش فکر کنین...به دلایل و ایاتی که آوردن...اون وقت ببینین که متقاعد میشین یا نه...خواهش می کنم یه بار دیگه این کار رو بکنین...  :)


    "و باز تاکید میکنم اگر شفاعت وجود داشته باشه یا این قرآن مال خدا نیست یا خدا نعوذ بالله اختلال حواس داره"




    چرا اگه شفاعت وجود داشته باشه قرآن خدا رو زیر سوال می برین؟؟؟؟؟ در مورد مسائل مختلف،میشه آیات به ظاهر متناقضی توی قرآن پیدا کرد! ولی وقتی که بهشون دقت کنی،می بینی مو لای درز کتاب خدا نمیره و عملا" تناقضی وجود نداره...کافیه بی طرفانه کتاب خدا رو خوند...مسئله اینه که شما فقط به فهم و برداشت خودتون از ظاهر آیات اعتماد دارین و به شان نزول آیه و تفسیرش دقت نمی کنین...اصلا" تفیر به کنار؛ فقط هر آیه ای که براتون ابهام داشت و متعجب تون کرد و متناقض به نظرتون اومد،برین ببینین از نظر تاریخی شان نزولش چیه و خدا اون آیه رو در چه شرایط زمانی و مکانی و درباره ی چه کسی گفته تا ببینین که تضادی وجود نداره...

    "وقتی سفت و سخت به مومنین نه به کفار میگه الان انفاق کنید بعدا خبری نیست اگه خبری باشه واقعا دین و قرآن و اینها کشک میشه (که حتما اینطور نیست)"



    اینکه خدا میگه هر کاری کردین باید توی این دنیا بکنین و بعد از مرگ تون فرصتی ندارین،کاملا" درسته خب...چون وقتی مُردی،دیگه فرصتت برای زندگی کردن و کار نیک و جبران کردن تموم شده...دستت از دنیا کوتاه میشه...و این ربطی به شفاعت نداره که بخواد اون رو کشک کنه!!!!!!!!!!! مثل این می مونه که بگین یه نفر قتل کرده و باید اعدام بشه...و اگه خانواده ی مقتول بخشش کنن و طرف رو اعدام نکنن،دین و قرآن خدا زیر سوال میره!!!!!!! چه ربطی داره برادر من؟؟؟ حق داشتن،صاحب اختیار بودن،بخشیدن...خدا هم که هر گناهی رو با شفاعت و بی شفاعت مورد بخشش قرار نمیده...یه چیزایی هست که اونقدر سنگین و حق الناسه که جای چونه زدن نداره...گناه کردی،باید عذابش رو هم بکشی...کسی هم شفاعتت رو نمیکنه!...ولی یه گناه هایی هست که خدا می تونه ببخشه،بدون اینکه به کسی ظلم بشه و حق کسی ضایع بشه...یه کارهایی رو خدا می تونه طوری راست و ریس بکنه که آخرش همه راضی بشن...یه وقتی تو یه آدمی بودی،یه کار خیری کردی،یه نقطه ی قشنگی توی زندگیت بوده که خدا تو رو به اون می بخشه...چه با شفاعت و چه بی شفاعت...

    پاسخ:
    سلام
    در مورد بخش اول فک میکنم من با مطالعه تر و با رفرنس تر حرف زدم و قاعدتا من باید بگم شما یه باز نگری تو خونده هاتون بکنید که نمی گم. من به شفاعت معتقد بودم دو آتیشه هم بودم ولی با دقت فهمیدم نیست. باز هم دقت میکنم اگر بود من دوس دارم شفاعت بشم به خود خدا

    در مورد بخش دوم: اگه شفاعت وجود داشته باشه آیاتی که شفاعت رو کامل در مورد قیامت نفی میکنه مسخره میشه دیگه.

    هیچ وقت یادم نمیره تو مدرسه مسابقه ی حفظ جز سی گذاشتن و داداش من حفظ کرد و من نکردم و موقع مسابقه گفتن هرکی هر چقدر بلده بیاد چرا چون نفرات کم بودن با محفوظاتی که داشتم رفتم تو جلسه نشستم مثلا 5 تا سوال کردن و من دو تاش رو جواب ندادم و برادرم هم همینطور شد. و به هر دوی ما جایزه ای یکسان دادن

    چهره و کلام داداشتم تا خود قیامت یادم نمیره

    یه بار دیگه یه جایی مسابقه ی حفظ سوره حشر گذاشته بودن ما شرکت کردیم تو جلسه فهمیدیم که مسابقه رو به سوره ی قیامت و جز سی هم توسعه دادن و ماهایی که حشر رو حفظ کرده بودیم و مثلا ده نفر بودیم رقیب شدیم با 60 نفر آدم و خیلی راحت همه حذف شدیم

    اینم تا قیامت یادم نمی ره

    حالا فک کن خدا گفته شفاعت نیست و شما رفتی و تلاش کردی و زحمت کشیدی و میای میری بهشت
    منم خوردم و ریختم و پاشیدم و هر چیز دیگه یه کارهای خوبی هم دارم یه کارهای بدی هم دارم و اونجا قشنگ بگن شفاعت میکنیم و راه بیوفتم برم بهشت

    بالاغیرتن شما نمی سوزی از این ناعدالتی که چقدر تو دنیا پول جلو دستت بود و میتونستی خیانت کنی و نکردی میتونستی نماز نخونی و خوندی و هر چیز دیگه و الانم میرفتی با یه شفاعت خلاص میشدی!؟

    دقت کنید چون خدا گفته شفاعت نیست شما تلاش کردی، این سوزش داره

    در مورد بخش سوم: ربطش به شفاعت استفاده ی شما بود از آیه ای که شما بدون منبع ذکر کردید که خدا میبخشید اگر میومدن از تو میخواستن براشون تقاضای بخشش کنی مورد بخشش قرار میدادم

    ببینید خدا هر کاری بخواد میکنه و شفاعت هم خودش ممکنه بکنه ولی این که کس دیگه توان شفاعت داشته باشه رو خود خدا گفته نیست و من هم به همون توجه میکنم نه نظرات حدسی و گمانی برخی علما

    @}----
    :)
  • گلاره امیری
  • ببنید،در مقابل،آیات زیادی هم داریم که شفاعت رو تایید می کنن!!!!!!!!!

    مثلا" آیه ای که خدا درباره ی بعضی کفار به پیامبر میگه: اگه اونا اومده بودن و از تو می خواستن که براشون طلب بخشش کنی،خدا اونها رو می بخشید...

    و خیلی ایات دیگه که الان حضور ذهن ندارم ولی قطعا" خودتون خوندین و به راحتی می تونین پیداش کنین...حتی با سرچ توی نت...


    در جواب این ایات چی میگین؟؟؟؟؟؟؟


    لطفا" این نوشته رو کامل و با دقت بخونین...چند مورد از آیاتی که شما آوردین رو هم توضیح داده و از اشتباه در مورد اون آیات بیرون تون میاره...



    http://shamsa.ir/ziyarat/faq/328-shefaat



    از طرف دیگه خدا توی آیاتی از قرآن هم گفته که درسته شفاعت هست؛اما تا خدا نخواد شفاعت از کسی قبول نمیشه...وقتی شما میرین و برای یکی پا در میونی می کنین،ممکنه طرف قبول کنه و ببخشه،ممکن هم هست که قبول نکنه و نبخشه...به هر حال اختیار داره...پیامبر و ائمه هم شفاعت می کنن،اما در نهایت خداست که اختیار داره قبول بکنه یا نه...شفاعت هم نصیب هر کسی نمیشه...شما حاضری بری برای هر کسی وساطت کنی؟؟؟؟؟ باید طرف حداقل اونقدر آدم حسابی و پشیمون باشه که حاضر شی به خاطرش رو بزنی...
    پاسخ:
    ممنون
    خوندم
    سه دسته آیه برای شفاعت داریم که من دوتاش رو عرض کردم
    نفی
    انحصار در خدا
    امکان شفاعت

    اولا عرض کنم اگه تناقض داشته باشه که یعنی قرآن کشکه و ادعایی دروغ بیشتر نیست
    مثل این میمونه که من به شما بگم تشریف بیارید کافه خدمتون باشم مهمان من هستید بعد بگم نه خودتون باید حساب کنید!

    بالاغیرتا شما نمیگید این آدم قاطی داره؟

    حتما میگید

    این از اون بدتره

    خوب تو دو مورد اول که مشکلی نیست و شفافِ

    اما در مورد سوم که امکان شفاعت رو مطرح میکنه اولا باید توجه بکنیم که امکان رو میگه نه وقوع قطعی رو و بعد هم مثل این میمونه که پدری به فرزندش بگه تا نگفتم حق نداری بری بیرون. بعد بچه راه بیوفته بره به این بهانه که امکان داره بابا اجازه بده!!!!

    خوب اجازه نداده

    و باز تاکید میکنم اگر شفاعت وجود داشته باشه یا این قرآن مال خدا نیست یا خدا نعوذ بالله اختلال حواس داره

    وقتی سفت و سخت به مومنین نه به کفار میگه الان انفاق کنید بعدا خبری نیست اگه خبری باشه واقعا دین و قرآن و اینها کشک میشه (که حتما اینطور نیست)

    در مورد استغفار و شفاعت در دنیا هم که مسئله حل است و حتما وجود داره و وقتی کسی به کسی التماس میکنه که از خدا بخواه که ما رو ببخشه ته ته توبه س و خدا هم میبخشه چون الان روز عمله و طرف داره عمل انجام میده و تو قیامت نیست که توان انجام عمل نداشته باشه و پرده ها کنار رفته باشه


    من چیزه دیگه ای سراغ ندارم اگه دارید بفرمایید

    این متن رو ببینید:!!!!
    تنها کسانى مشمول بخشودگى از طریق شفاعت مى‏شوند که به مقام ارتضاء رسیده‏اند و طبق آیه 87 مریم داراى عهد الهى هستند.

    و قرآن رو ببینید:
    لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً. (مریم: 87)

    خوب سوال میشه خدا به کی عهد داده؟

    وَقَالُوا لَن تَمَسَّنَا النَّارُ‌ إِلَّا أَیَّامًا مَّعْدُودَةً ۚ قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللَّـهِ عَهْدًا فَلَن یُخْلِفَ اللَّـهُ عَهْدَهُ ۖ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٨٠ بقره

    خدا جدا جدا جدا گفته تو دنیا عمل کنید و تو آخرت نتیجه رو ببینید و سراغ کسی جز من نرید و شفاعتی نیست

    اینا حرفای خداست

    واضح و بدون دخالت حتی نبی

    @}-----
    :)
  • گلاره امیری
  • شما که خودتون "شفیعی"هستین...شما دیگه چرا با شفاعت مشکل دارین برادر؟؟؟ خودتون چرا شفاعت می کنین که شفیع و شفیعی شدین؟؟؟؟؟؟  ای خدا....!  :)



    شفاعت یعنی پا در میونی...یعنی یه بزرگ عزیز و آبرومند،بین یه گناهکار و خدا وساطت بکنه که خداوند به آبرو و حرمت اون بزرگوار،گناه اون گناهکار رو ببخشه...این طلب بخشش یه شفیع و واسطه ی آبرودار و عزیزه...قرار نیست که اون بار گناه رو به گردن بگیره و تقاصش رو بده!!!!
    پاسخ:
    به گردن گرفتن هم لزوما جبران کردن نیست ولی برداشتن بار هست

    آیه رو ببینید
    وَآتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِی إِسْرَ‌ائِیلَ أَلَّا تَتَّخِذُوا مِن دُونِی وَکِیلًا ﴿٢﴾ اسرا
    ترجمه ی آخر آیه:
    که جز مرا وکیل و کار ساز نگیرید.
    ببینید مطلقه و دستور خداست که جز از خودش از کسی چیزی نخواهیم

    آیه رو ببینیم:
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَ‌زَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لَّا بَیْعٌ فِیهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْکَافِرُ‌ونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٥٤بقره

    ترجمه ی قرمز شده ها: ای کسانی که ایمان آوردید. خرید و فروش نیست. دوستی ای نیست. شفاعتی نیست

    آیه رو ببینید:
    قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعًا ۖ لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿٤٤ زمر
    ترجمه ی قرمز شده: منحصرا برای خداست همراهی، دوئیت، گردن گرفتن

    انحصار داره. خود خدا میگه. من که نمیگم
    به خدا منم دوس دارم خطا کنم و کسی یا گردن بگیره یا به خاطر اون بخشیده بشم ولی باور کنیم که از این خبرا نیست.

    باز ببینید:
    إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ ﴿٢٥ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُم ﴿٢٦﴾غاشیه

    حالا زیارتهای ما رو ببینید:!!!!!!

    وَاِیابُ الْخَلْقِ اِلَیْکُمْ وَحِسابُهُمْ عَلَیْکُمْ

    واقعا اگر بخوایم کسی رو مسخره کنیم از این بدتر میشه!؟


    یا نگاه کنیم باز:
    ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فِی کِتَابِکَ فَقُلْتَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرا إِلا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى (دعای ندبه) بخش قرمز رنگ آیه ی قرآن

    ترجمه ی بخش قرمز رنگ: بگو از شما برای آن (رسالتم) مزدی نمی خواهم جز دوستی با نزدیکان

    واقعا خجالت هم نمیکشیم از این تغییر تابلوی معنا و نمی دونم چه جور این رو می پذیریم


    زیادی زنده باشین و ببخشید از طولانی شدنش

    @}-----
    :)


    با خواندن این مطلبت یاد وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ افتادم.

    پاسخ:
    آره اینی که تو گفتی تفسیر اون آیه س

    دستت درد نکنه

    @}----
    :)
    ما خواهان هر چیزی باشیم ، از خدا طلب می کنیم

    و می یابیمش .

    خدا به ما همه چیز می دهد، صبر ،عشق ، ادمیت،شرافت

    استفاده ی درست و به موقع بکنیم همیشه

    خدا با ماست ///////
    پاسخ:
    ممنون

    مچکر

    همینطوره

    یا "من کان لله کان الله له"


    @}----
    :)
  • گلاره امیری
  • من در کل دوست ندارم درباره ی پست هایی که برای برداشت خودتون از آیات قرآن مذارین نظر خاصی بدم...

    ولی چیزی که درباره ی شفاعت گفتین و ربطش دادین به اینکه کسی بار گناه کسی رو به دوش نمی کشه؛اینا اصلا" ربطی به هم ندارن!

    مگه ما شفاعت می خوایم برای اینکه پیامبر و امام بیان و گناه ما رو بردارن بذارن روی دوش خودشون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    شفاعت چیز دیگه ایه...


    کاش این آیات رو گشت ارشاد می دونست!!!!
    پاسخ:
    سلام

    پس شفاعت رو می خوایم برای چی؟
    شفاعت چیه؟
    ممنون میشم بگید درباره ی شفاعت و فهمتون از این قضیه

    واقعا جاش بین قانون گذارها و منبریها و پدر مادرها و همه و همه خالیه

    :)

    @}-----
  • خانوم میم
  • چقدر این پست به دلم نشست.

    جدی میگم.

    حرفهایی که مدتها توی ذهنم گیر کرده بود رها شد.

    البته من همیشه خودم میگم و قبول دارم خواسته های ما گرچه از دید ما مثبت هستن اما گاهی به شدت منفی و خطرناکن.

    نباید چیزی رو به زور خواست هرگز.

    مرسی بابت این پست

    پاسخ:
    نوش جان کافه دار خوبِ کافه ی مورد علاقه ی ما

    @}---
    :)

    سلااااام

    به به

    خیلی عالی بود

    اصلا از عالی هم اونورتر

    اولین بار که معنی آیه میبینم تو وبلاگتون و بیشترتر از قبل حض بردم از تفسیر و بیانتون

     

    پاسخ:
    سلام

    خدا رو شکر

    نوش جان

    عامل باشیم ان شالله :)

    @}-----
    دست خداست بالای دست آنهاست

    این کشش دست فوق العادست...


     " ید الله فوق ایدیـــهم "


    پاسخ:
    @}-----
    :)

    سلام

    ی کم توضیح بدید ممنون میشم
    رفتم آیه رو دیدم و فکر کردم و بالا پایین

    متوجه نشدم

    منتظرم
    به به
    پاسخ:
    :)
    @}-----