یادش بخیر اون وختا (قسمت اول)
پنجشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ۰۳:۰۵ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
مگه قرار نیست یاد بگیرم؟
متنبه بشیم!؟
پس جه فرقی میکنه؟
فیلم
کتاب
شعر
موسیقی
نقاشی
تئاتر
....
کل هنر اگر متعهد باشه و تو دستای یه عقلِ روشن و سالم، قابل استفادس.
مگه نه؟
شیش پست میذارم با این تم و امیدوارم تلنگر و تذکری باشه برای همه مون
راستی محرم شد دوباره
سال دوباره با حسین تحویل شد
و دوباره حسین به کربلا وارد شد
کاش اینبار بدا شود و حسین ...
پنجشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ۰۳:۰۰
- ۹۲/۰۸/۱۶
کاش تو گذشته ها می موندم
قدیما خیلی چیزای دیگه بود
احترام بوداها راه نرفتن بود
بزرگی کوچیکی سر جاش بود
جلوتر از مامان بابا راه نرفتن بود
الان چی؟؟خدایا ببخش:خیلیا اصلا عارشون میاد بخوان دو قدم با پدر و مادراشون قدم بزنن
دلم تنگ شده برای دیروز...دلم تنگ شده برای سادگی اون روزا
نمیشه دوباره حسش کرد،چون حتی من اگه بخوام اطافیان رو چطور راضی کنم که هیچی مثه سادگی و پاکی نمیشه
یه وقتایی چیز نویی که می خریدم مامان میگفت بیرون نبر شاید یکی نداشته باشه بخره
اسباب بازی جدید که می خریدیم حتما باید قبلیا رو می فرستادیم برا بچه ای دیگه
لباس رو لباس جمع نمیشد و اندازه خرید میشد
حالم بد میشه اگه بخوام از امروز بگم....
خستم و دلم رفتن می خواد...