دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

مشخصات بلاگ

برای معرفی کتاب فیلم و سایر چیزها

آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

پست نیابتی (1)

شنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۰۶ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


از جفای بلگفا بسیار کشیده ایم و دیده ایم

پست حاضر دلنوشته ی نسرین است برای بازی پایانی لیگ برتر(نوش جان):


برای بازی روز جمعه خواب و خوراک نداشتم شب تا صبح خوابهای فوتبالی می دیدم یک 24 ساعت پر از استرس را سپری کردم تا رسیدم به ساعت بازی. به خودم قول داده بودم چه ببریم و قهرمان شویم و چه ببازیم و نایب قهرمان شویم دلم با تیمم باشد و پا پس نکشم از هواداری تیمم. جمعه ساعت خوشی بود. خوب و حساب شده بازی می کردیم و دلمان غنج میزد برای قهرمانی دلمان پر میکشید برای شادی بعد از برد برای دور دور کردن توی خیابان های دوست داشتنی تبریز دلم را قرص کرده بودم که امسال دیگر سد ناکامی ها شکسته خواهد شد و تبریز که یک پارچه سرخ پوش شده است دستش به جام خواهد رسید.چه رویاهایی که نبافتیم چه قصه هایی که نساختیم چه دل هایی که نبستیم به عبث...

اری همه چیز داشت هیجان-لذت- اوج- فرود اما یک چیزش کم بود یک جایی کار ایراد داشت چیزی که در اصطلاح فوتبالی به آن فرپلی میگویند بازی جوانمردانه.حواسم پی اتفاقات دقایق پایانی نیس  حواسم پی شایعه ی کثیف نیست حواسم پی به هم ریختن روح و روان تماشگر نیست حواسم پی یک چیز است داوری!چیزی که همیشه شنیده ایم این است که اشتباهات داوری جزئی از فوتبال است گاهی به ضرر توست و گاهی به نفع تو.اما این چیزها دیگر دل من و میلیون ها هوادار را آرام نمیکند چیزی این جا عوض شده است و آن حس اعتمادی است که از بین رفته است. سالها هم بگذرد خاطره ی جمعه ی تلخ تبریز از یاد ما نخواهد رفت. ما پای تیم مان خون دل ها خورده ایم ما حضور در صدر لیگ برتر را با سکه های لای گز به دست نیاورده ایم ما باند بازی بلد نبودیم ما دم این و آن دیدن را بلد نبودیم حتی حرف زدنمان هم با حرف زدن آنها فرق داشت ما حتی راه و رسم چانه زدن را هم خوب نمیدانستیم.

"نسرین رنجبر"



  • مجید شفیعی

نظرات (۱۳)

سلام
آقا مجید ما دستمون برای نوشتن توی کافه بسته است. شما چرا دست به قلم نمیشی؟ نکنه داری ابراز همدردی می کنی؟ :)
پاسخ:
سلام

نه دل خسته ام و حس حسته و اینا

ممنون از احوال پرسیت
:)
@}-----
سلام
خوبید؟
آدرس جدید خونه م
تشریف بیارید
پاسخ:
سلام

چرا همش میرید دنبال جاهای آس

بابا برید جاهای معروف و خوش نام

خدمت میرسم
:)
@}-----
باران
بر برهوت دلم بارید
من
بر انزوای خویش می بارم..

http://hw8.asset.aparat.com/avt/1987369-9632-b.jpg
پاسخ:
سلام

چه حیف

:)
@}----

  سلام


چقدر زیبا نوشته ای ممنون


هرچند که دیر این پست زیبا را دیدم ولی داغش همچنان تازه است

پاسخ:
سلام

ارجاع به صاحب پست

:)
@}-----
  • نسرین رنجبر
  • سلام بالاخره منم کوچ کردم به بیان:)
    پاسخ:
    سلام

    خوش اومدی

    :)
    @}-----
    پُست نیابتی و سیاحتی
    واقعا"‌بلاگفا را چه شُد .

    چه رازیست !!!!

    نسرین جان به بلاگ بیان خوش آمدی
    و این جا نیز ....
    راستش یکّه خوردم ؛ این جا خواندمت
    اما ناراحت نشدم که هیچ
    خوش حال شدم که دوستانی داری
    چون خودت ؛ گرم و حیرت انگیز

    ممنون از شما دوست کاغذی که همیشه به آدم امید می دهید و قوت

    " از همین جا خسته نباشید "
    پاسخ:
    سلام

    ممنون

    زیادی زنده باشی

    :)
    @}------
    در جواب آقای میم:
    1- آندو رو من هم به اندازه ی شما و شاید کمتر بشناسم. در اینکه بازیکن خشنی است هیچ شبه ای نیست ولی خدا وکیلی در این بازی نه در صحنه ی اول مقصر بود نه در صحنه ی دوم.حتی هیچ فیلمی هم از گرفتن کارت اول موجود نیس توی صحنه ی دوم بازیکن حریف رو هول داد ولی بعد از اینکه اون بازیکن هولش داد توی این فرق زیادی هست.
    2- درباره ی مربی گری تونی مفصل باید حرف بزنیم که اصلا از کجا اومده و رزومه  یکاریش چی بوده اون هم کم مقصر نیست که در ده دقیقه بازی برده رو با تساوی مرگ آور عوض کرد.تونی بارها و بارها این اشتباه رو تکرار کرده توی بازی های آسیایی ما همیشه جلو بودیم و همیشه هم با تاکتیک های بدش تونی بازی ها رو واگذار می کردیم.
    3- اصولا وقتی نت هست و گوشی موبایل به نظرم لزومی به همراه داشتن رادیوی جیبی نباشه. شرایط اقلیمی اونجا جوریه که گوشی ها وقت وقتش خط نمیدن. گوشی هم که خط نده شبکه های رادیویی هم نمیگرین.ولی بازهم چیزی رو توجیه نمیکنه و کادر فنی باید و باید از نتیجه ی هم زمان باخبر میبودن.
    4- فوتبال همون قدر که منطقیه با احساسات هم مخلوط شده اقای میم نمیشه فوتبال رو بدون حرص و جوش های هوادارانش توصیف کرد.اما همه ی حرف من اینه چیزی که باعث شد ما قهرمان نشیم چیزی فراتر از بازی های فوتبالی بود. اینکه برای کنترل باشگاه مجبور به پخش شایعه میشن اینکه خطوط ارتباطی رو مختل میکنن اینکه ناظر بازی قبل از بازی به خرابی اسکوربرد کاری نداره همه ی اینها موثره توی نتیجه.
    ما کلا تیم احساسی هستیم بیشتر از نکات فنی روی موج احساسات هوادارانمون سواریم غرور هم میتونه افت یه بازی باشه.ولی قبول کنین که داور توی این بازی اشتباهات تاثیرگذاری داشت اگه اندو اخراج نمیشد هیچ کدوم از این حواشی به وجود نمیومد.ما بار اولمون نیست بار آخرمون هم نخواهد بود تجربه ی این چیزها.متاسفانه عادت داریم به حق خوری ها....
    پاسخ:
    سلام

    ارجاع به میم مرد

    :)
    @}-------
    آخ آخ شرمنده باز هم طولانی شد. تازه کلی از حرف هام رو نزدم.
    پاسخ:
    آخ آخ چه بهتر

    :)
    @}-----

    حال این روزهای نسرین خانم و هواداران دوآتشه و حتی یک آتشه تراکتور را می فهمم. اما بد نیست کمی منصفانه به قضیه نگاه کنیم.

    مقدمه:

    من از حدود 20 سال پیش فوتبال را جدی پیگیر شدم. خیلی جدی. از آن هواداران دوآتشه بودم. از 10 سال پیش که کارم را در رسانه و اتفاقا از سرویس ورزشی شروع کردم، سعی کردم رنگ ها را دور بریزم و یا دست کم کم‌رنگ کنم. خداراشکر که شد.

     

    فوتبال ما پاک نیست

    در این هم شکی ندارم. آنقدر نکات ریز و درشت طی این 10 سال شنیده ام که شاید بعضی‌هایش را برخی ها نشنیده باشند. کثیفی، بی‌کیفیتی، دست های پشت و روی پرده و... جزو همین فوتبال شده است و شاید حاشیه های پررنگ تر از متن. اما این فوتبال زیبایی هم دارد. ندارد؟

     

    کمی با نسرین بانو و تراکتوری ها

    من هم مثل شما برای قهرمانی تراکتور و یا نفت آماده بودم. دروغ نگویم دلم بیشتر با تیم جوان نفت بود، اما بعدش که آن همه تماشاگر را دیدم، دوست داشتم پرچم های قرمز بالا باشد. اما...

    اگر منصفانه به اتفاقات یادگار امام تبریز نگاه کنیم، اگر داور را مقصر بدانیم (که به نظر من کمترین قصور را داشته) باید اشکالات بزرگ را از یاد نبرد.

    1-      آندو را دوست دارم، اما او علی‌رغم اخلاق خوبش در بیرون زمین، در مستطیل سبز می‌جنگد، و برای جنگیدن از هر ابزاری استفاده می‌کند. به نوعی هدف وسیله را توجیه می کند. چند سال پیش در همین تیم تراکتور، حربه گلزنی تیم تبریزی خطاهای آندو بر روی مدافعان و استفاده مهاجمان قرمز بود.(برنامه نود هم پرونده ای برایش باز کرد) خطاهای او، برخوردهای خلاف فیر پلی و درگیری غیر از فوتبالی با بازیکنان حریف را هم یادمان نمی‌رود. چرا هیچکس حواسش نبود، بازیکنی که یک بار کار زرد گرفته، مراعات نکرد و بی‌اخلاقی کار دستش داد؟ درگیری بی‌مورد برای چه بود. غیرت و تعصب به این چیزها نیست که فوتبالیست‌های بی‌هنر ما یاد گرفته‌اند (مثل اتفاقات بعد از دربی تهران)

    2-      تراکتور بازی را 3 بر یک جلو بوده و بعد از 10 نفره شدن، دو گل خورد و چند گل نخورد. تاکتیک مربی تیم چه بود؟ وقتی با جام قهرمانی به اندازه یک وجب فاصله داریم، نباید تاکتیک تیم را تغییر داد؟ نباید با توجه به یک یار کمتر، فکری به حال دفاع تیم کرد؟ چرا کسی یقه تونی را نگرفت.

    3-      آن خبر کذب هم فقط در 2 دقیقه پایانی وقت اضافه به داخل زمین رسید. چرا قبل از آن هیچ برنامه‌ای برای گلزنی نبود؟ بر فرض که همه سیستم های ارتباطی قطع بود، آیا یک نفر نبود که یک رادیوی کوچک همراهش باشد؟ یک نفر نبود که کمی منطقی با قضیه برخورد کند؟ هرچند که اگر این خبر دروغ هم در ورزشگاه نپیچیده بود، تراکتور برنامه خاصی برای گل زدن در آن دو دقیقه نداشت.

    4-      باید کمی منطقی تر فوتبال را دید. چند سال پیش در نظرسنجی برنامه نود هم همین اتفاقات احساسی رخ داد. برنامه نود متهم به دروغ و تقلب و جانبداری شد و علیه مجری برنامه در تبریز فحش های رکیکی سر داده شد. اما کسی دقت نکرد که تیم برتر آن نظرسنجی، هواداران بی‌شماری در بین ایرانیان دارد و این را فوتبال دنیا و آسیا هم می‌داند.

    پاسخ:
    ممنون بابت نظم خوب در نگارش

    و
    ارجاع به صاحب پست
     
    :)
    @}------
    اول سلام
    دوم به روح مدیران بلاگفا صلوات که جفای بزرگی کردند و کرکره کافه ما را پایین کشیدند. این روزها اینقدر حرف برای گفتن و نوشت دارم اما افسوس که یک صفحه نحس به جای صفحه اول بلاگفا پیش چشمم می ماند.
    سوم اینکه آقا مظنه اینجا سطری چنده؟ :)
    چهارم درباره این پست بحثی مفصل دارم اما در پیام بعدی سعی می کنم خلاصه نویسی کنم.
    پاسخ:
    قبلش سلام
    بعدش سلام
    همش سلام
    اول خوش اومدی. دلم برات تنگ شده بابای مهربون ناردونه بابای قشنگ نورا خانوممون

    دوم: یک کلام میگم اونم از حضرت امیر: هر ملتی شایسته همان حکومتی هستند که برآنها حکومت می کنند

    سوم اینکه: ماچتم میکنم که منت بذاری و اینجا رو قلمی کنی

    چهارم هم به من ربطی نداشت! ارجاع به صاحب پست

    :)
    @}-----

    و در آخر کلام: به میم مادر سلام برسون. امیدوارم سبک باشه و آروم و راضی و خوشحال.  خدا قوتش بده
    اینم در جفای بلاگفا. :
    این روزا خیلی حرف دارم و بلاگفا بدجور حالم گرفته 
    غمباد نگیرم خیلیه هاااااا
    پاسخ:
    سلام

    بگویی به گوش رود و انتهایش را نگاه کنی که پیچ به کمرش داده و لبخند میزند که بهتر است تا به بلاگفای نامرد اخمو

    :)
    @}--------
    سلام 
    اینا همش کار مافیای فوتبال 
    کار دستهای پشت پرده ؛)
    هیچ وقت از فوتبال خوشم نیومده 
    نسرین تولدت مبارک عزیزم :)
    پاسخ:
    سلام

    هیچ وقت خوشم نیومده منم

    نسرین تولدت مبارک

    :)
    @}-----
    ممنونم از شما که بی منت نوشته ی منو پذیرا شدین امیدوارم مینا این پست رو نبینه که پوست از کله ام خواهد کند حتما:))
    پاسخ:
    سلام

    خواهش می شود

    مینا!
    پوست!

    نمیاد بهش ،)

    :)
    @}------