دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

مشخصات بلاگ

برای معرفی کتاب فیلم و سایر چیزها

آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

آزاد .....(2)

جمعه, ۶ تیر ۱۳۹۳، ۰۹:۰۹ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


چشمهایت پیامبری راستین است


با پیامبر لبانت حمایت شده


و پیامبر آغوشت هم برای اینکه حرفی نماند مبعوث گشت


باید به اعجاز هر روزشان ایمان بیاورم


باید از آنها تبعیت کنم


که بی مزد هدایتم کردند به عشق


و خودشان هم عاشقند


دزدی از قلی از وبلاگ بدون تیتر.

یه تلمیح خوبیه به یکی از داستانهای قرآن اگه گفتین کدومه؟؟؟

"ات"ها در نسخه ی اصلی "اش" ذکر شده اند ؛)


عکساش هم که باعث اعدام خواهد بود پس سوت میزنم

بعدا نوشت: این داستان در ابتدای سوره ی یس آمده است

:)
  • مجید شفیعی

نظرات (۱۲)

مرسی شما لطف دارین ....
بله دیگه یه چند وقتی بود اسپرینگ پر!!!!
یعنی اسپیرینگ درس داشت شدید ....دیگه حتی خوددم تو آینه نمی دیدم این چند وقتی (:
پاسخ:
خب عوضش بعدا برداشتش رو میکنی و طولانی مدت بهاری

:)

@}---

موفق باشید
سلام به پدر لیلای عزیز....
بالاخره بعد یک ماه امتحانات هم تموم شد یعنی همین دیروز (:
دلم برای وبلاگتون تنگ شده بود (^_^)
خوبین شما ؟  کوچولو خوبه ؟
پاسخ:
سلام

به ببین کی اینجاست اسپیرینگ خوبی رسیدن بخیر خدا قوت خسته درس و اینا نباشی

@}---

:)

خوبیم سه تایی خوبیم

ممنون

شما خوبی؟
  • گلاره امیری
  • خدا زودتر برسونه اون روز رو....!

    :)
    پاسخ:
    الهی آمین

    :)

    @}----

    مال من که مستجاب شده

    D:
    راستش چون ماه رمضونه نخواستم دلتون بشکنه:)
    زیاد خوشم نیومد یعنی تکرار زیاد بود توش متاسفانه
    جسارتم رو ببخشین:)خواهشا جواب رو لو ندین تا خودمون پیداش کنیم لطفا
    پاسخ:
    سلام

    ممنون

    چشم

    :)

    @}----
  • گلاره امیری
  • می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب ،

    چون نیک بنگری،همه تزویر می کنند...!!!

    ...


    :)
    پاسخ:
    کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
    می باشد و می باشد و می باشد و می

    من باشم و من باشم و من باشم و من
    وی باشد و وی باشد و وی باشد و وی



    :)
  • گلاره امیری
  • از اعدام نترسین و به جای سوت زدن،عکس بذارین!

    دیگه چشم تون ترسید؟؟؟؟

    بابا نترسین! دیگه باهاتون شوخی نمی کنم!!!!

    حمایت تون هم می کنم...

    عکس بذارین...زیبا و مناسب...

    من عاشق عکسم...

    وبمو که دیدین؟؟؟!!!


    :))
    پاسخ:
     میترسم

    برایم آنقدر از گزمه های شهر شب گفتند
    کزین همسایگان، از سایه ی خود نیز می ترسم
    :)
    @}------

  • گلاره امیری
  • خیلی قشنگ بود...

    ممنون که لو ندادین تا من بیام...! :)))

    پیامبری که برای حمایت پیامبر دیگه اومده،منو یاد موسی و هارون انداخت...

    سومین پیامبر رو نمی دونم...!

    آها!

    اونجا که موسی به خدا میگه رب اشرح لی صدری
    و یسر لی امری
    و حلل عقده من لسانی
    یفقهوا قولی...

    و از خدا همراه خوبی میخواد تا توی رسالت یاری اش کنه...
    و خدا هارون رو در کنارش قرار میده...

    و با هم به سمت فرعون میرن...که طغیان کرده...

    پیامبر سوم باید معجزه باشه...ید بیضا و عصای موسی که اژدها شد...

    :)))
    پاسخ:
    نه

    چراغتون خاموش شد

    D:

    به اندازه ی یه نفر دیگه صبر میکنم

    :)

    @}-----
    متاسفانه حضور ذهن ندارم :(
    پاسخ:
    چطو بود حالا

    خود کار حرفی نداشت

    ایرادی؟

    چیزی؟

    :)

    @}----


    یادش بخیر بی بهانه لبخند میزدید

    @}----
    نه داستانی یاد ندارم همینطوری حدس زدم که سوره انبیا باشه:)
    پاسخ:
    آها پی یه خورده صب میکنیم ببینیم کسه دیگه ای هم هست یا نه

    بعد میگم

    :)

    @}----

    ماه مبارکتون مبارک
    سوره انبیا نیست؟؟
    پاسخ:
    سلام

    نه

    اونجا نیست

    شایدم باشه

    داستانی اگه یادتونه از سوره ی انبیا بگید تا ما هم یاد بگیریم

    :)


    @}----
    خیلی قشنگ بود
    اصلا " حرف نداشت این
    یعنی هزار لایـــــک.

    خیلی دوسدارم بدونم جواب رو ....
    پاسخ:
    ممنون 

    دزدی خوبی بود البته از قلی


    صب کنیم ببینیم کسی جواب رو میدونه

    :)
    چه سوال سختی نمیشه یکم راهنمایی کنید؟ 
    پاسخ:
    راهنمایی


    تو کدوم سوره داستان مبعوث شدن همزمان سه پیامبر ذکر شده

    و بعدش یه مردی هم خودش رو سریع میرسونه برای تایید اونها

    فکر کنید

    :)