دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

مشخصات بلاگ

برای معرفی کتاب فیلم و سایر چیزها

آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

یادش بخیر اون وختا (قسمت چهارم)

سه شنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۲، ۰۱:۰۵ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام


و همسایگی ها ...

می گفتند اینقدر در مورد همسایه سفارش شدیم که خیال کردیم از هم ارث می بریم

و فرمود "قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَىٰ"

مزدی برای رسالت نمی خواهم مگر اینکه با نزدیکانتان خوب باشید و مهربان

سه شنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۲، ۱۲:۴۷

  • مجید شفیعی

نظرات (۲)

  • گلاره امیری
  • موافقم...الان همسایه همسایه رو نمی شناسه...!!!
    ولی خب اونجوری و به اون شدت هم خوب نبود که دیگه حریم خصوصی وجود نداشته باشه و همه توی زندگی هم دخالت کنن!
    پاسخ:
    سلام گلاره خانوم
    خوش اومدید
    به محقر حقیر
    :)
    @}--
    خداییش اینم قبول ندارم!
     هنوزم همسایه هامون همه ی ابزار و الات مورد نیازشون رو از ما میگیرن و ما هم همچنین.هنوزم همسایه مون برامون گاهی وقتا نون میگیره اگه بابامو تو نونوایی نبینه
    هنوزم در دیگ نذری 28 صفر رو که بر میداریم جلوی در خونه  همه صف کشیدن
    خدا رو شکر هنوزم مث  قدیما همسایه هامون رو میشناسیم اونقدی که بدونیم وقتی یه پیکان سفید وسط کوچه پارک میشه باید در کدوم خونه رو بزنیم:))
    این چیزای بد بد فقط تو بالاشهر تهران پیدا میشه خدا رو شکر که تهرانی نیستیم:))
    پاسخ:
    خدا رو شکر که تهرانی نیستی
    خدا رو شکر
    محله
    همسایه
    دوست
    آشنا
    آدم
    عزیز
    @}--