دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

مشخصات بلاگ

برای معرفی کتاب فیلم و سایر چیزها

آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

ده نمکی

دوشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۲، ۰۶:۲۶ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


خیلی وقت است که نقد فیلم نگذاشتم!

امروز یک بار و اندی آخرین کار آقا مسعود ده نمکی رو دیدم در نمایشگر خانگی و با یک نمایشگر 21 اینچ قدیمی و بدون صدای دالبی!

کار در کل کار خوبی بود و باید بگویم به نظرم مسعود ده نمکی چه ما از او و کارهایش خوشمان بیاید یا نیاید، توانسته راه فیلم ساختن برای مخاطب ایرانی و نه مخاطبین اندک سینما در ایران را پیدا کند و البته با موضوعات خوبی هم که انتخاب میکند و البته بهره گیری از سوپر استارها و باز البته پروپاگاندا! محصول خود را برای مخاطب جذاب کند! آنقدر که ما نتوانیم از کنار آثار این سینما گر نوپا به سادگی عبور کنیم.

پر واضح است که این متن تعریف و تمجید ار آقا مسعود و تولیداتش نیست ولی ناچارم اعتراف کنم آثار مسعود ده نمکی بی اغراق جزو کارهاییست که آدم به همراه خانواده با خیال رحت میتواند آنرا ببیند و در آخر هم از دیدن کار پشیمان نباشد! چه از کار خوشش آمده باشد یا نه.


رسوایی


فیلم رسوایی که ظاهرا گیشه ی خوبی داشت و تا این اواخر هم بر پرده مانده بود و نشان می داد که مخاطب دارد، به واقع موضوع خیلی خوب و به جا و کم پرداخته شده ای داشت و به راحتی میتوان گفت: "کاری بود در ترویج سبک زندگی اسلامی".

مهمترین چیزی که در فیلم به روی آن توجه شده بود، اول زندگی کردن برای خدا و توجه تام و تمام به رضای او بود. و بعد از آن پرداختن به مسئله ی عام و شایع در میان شیعیان امروز امیر المومنین در جامعه ی ایرانیمان یعنی قضاوت کردن و تهمت زدن! که واقعا بد به جان جامعه ی ما افتاده و ما را از اخلاق اسلامی دور و دورتر کرده.

بازیها خوب بود و به ویژه بازی اکبر عبدی که به نظر حقیر جزو اکابر کارهایش باید به حساب آورده شود نیز عالی بود. نقش طنز نبود ولی اکبر آقای عبدی کار را اینقدر خوب هدایت کرده بود که لبخند را هیچگاه از چهره ی بیننده دور نمیکرد و هیجان را در دلش خاموش.

تصویر و موسیقی و صدا هم خوب و مرغوب بود و گریم نرم به ویژه گریم الناز شاکر دوست و دوستانش هم بسیار بسیار رعایت شده می نماید، و به واقع از کارهای دیگر این بازیگران، آرایش سبکتری دارد!

اما دعوای همیشه بر سر فیلم نامه است و رعایت نکردن عناصر و شخصیتها.

بزرگترین مشکل فیلم این است که شما هیچگاه در فیلم از افسانه (الناز شاکردوست) بدتان نمی آید و این در شخصیت پردازی یک فاجعه است، زیرا شخصیت افسانه یک دختر خیابانی و دزد و اغوا کننده و وراج و ... است. او سارق است. بد دهن است . بی حجاب است. شیاد است. او زنی است که در مقابل زنا خود دار نیست و از ازدواج گریزان است. ما هیچ ویژگیِ مثبتی در شخصیت افسانه سراغ نداریم ولی شخصیت پردازی و بازی شاکر دوست او را در دل بیننده جا داده است و این خود ایرادی بزرگ است.

دومین ایراد: شخصیت ماه، جذاب و دلپذیر حاجی تاجر فرش (شریفی نیا) است که بی جا و بی جهت لجن مال می شود و این مهم می توانست به دست دیگری انجام شود! مردی که همسرش فوت کرده و از تمکن مالی خوبی هم برخوردار است و اهل ازدواج است و دستگیری (حالا گیرم نه به خاطر خدا) این شخصیت خوبی است که جا داشت به عنوان یک عنصر مطلوب در فیلم و در سبک زندگی اسلامی حفظ شود، به ویژه اینکه او قصد ازدواج با افسانه را نیز دارد و قصد خوشبخت کردنش را. به هر حال لزومی نداشت کلید تهمت زدن به حاج یوسف و لشکر کشی به درب خانه ی افسانه در دستان این شخصیت باشد.

حتی سخنرانی و لحظه ی گره گشایی و افشاگری افسانه نیز نیازی به همچین مجلسی نداشت و کافی بود "فیلم افسانه و حاج یوسف" را در بساط فیلم فروش محل ببیند تا جرقه ی لازم برای انفجار احساساتش و رفتن میان مسجد یا تیمچه ی بازار اتفاق بیافتد.

سومین ایراد: ما حاج یوسف را در فیلم صاحب چشم بصیرت میبینیم که گدشته از غلو بودنش این ایراد را داشت که با فرض عوضی بودن حاجیِ فرش فروش چرا تمام امور مسجد و امور مالی مسجد در دستان این مرد است؟ و چرا حاج یوسف با این مرد مشکلی ندارد؟ یا قرار نگرفتن در مواضع تهمت؟ یا مجرد بودن این مرد بعد از فوت همسرش؟ با توجه به اینکه فعالیت اجتماعی انجام میدهد و به داد زنان محل میرسد! که در سیره ی علما و صالحین این نیست که خود به دیدار و عیادت و رسیدگی به امور اینگونه زنان بروند، بلکه این کار را معمولا با واسطه ی زنان انجام میدهند تا هم از موضع تهمت فاصله گرفته باشند و هم شخصیت و کرامت آن زن را حفظ کرده باشند.

ایراد بعد: ....

تا صبح می شود از در و دیوار ایراد گرفت و آقا مسعود هم که نیست تا پاسخ بگوید. پس رها میکنیم که دیگر ایراد ها واقعا اینقدر مهم نیستند.

و مهم انتخاب و پرداخت به موضوعی لازم و ضروری بود، که این مهم با کیفیت قابل قبولی انجام شد.

از آقا مسعود و تیمش تشکر میکنم و همه گان را به دیدن این کار توصیه.


یا علی


دوشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۲، ۰۴:۵۳

  • مجید شفیعی

نظرات (۷)

اخراجی های 2 و 3 اش واقعا آبرو ریزی بودند البته

پاسخ:
سلام سعید
آره افتزاح بود
:(
خوبی خودت
:)
@}--
که باران اینور شیشه س ها؟

سلام

عزیز ارجمند، جناب شفیعی:


خواندم و حسابی بهره مند شدم. قلم تان پیوسته نویسا.

 

میلاد امام رئوف پیشاپیش مبارک باد.[گل]

 

با شعر «بهترین آهوی دنیا» همراه کودکان و نوجوانان به استقبال میلاد امام رضا (ع) می رویم. ما را همراهی کنید.


پاسخ:
سلام شهرام عزیز
زنده باشید خدمت میرسم
میلاد آقامون مبارک باشه بر همه ی ماها
نه برادر تازه یه پاتوق برا خودم پیدا کردم نمیخوام درش تخته بشه
بی خیال لیلا بابا میخواد :)))
پاسخ:
=))
این شکلک
از خنده روده بر شدن
:)
قبول کنین که آزادی که ده نمکی  تو زدن بعضی حرفها داره هیچ کس نداره
من منظورم بعضی فیلم های بی هویت که بی راهه میرن و لغزش دارن نیست
منظورم زدن حرفهای سیاسی خاص تو فیلم  هاست اونم با خیال راحت بدون دغدغه ی سانسور...چقدر حرف دارم راجع به فیلم اینجوری نمیشه باید یه وبلاگ طراحی کنم برای نقد فیلم :))
پاسخ:
قبول میکنم
ما جامعه ی آزادی نداریم 
کاملا جهت دار!
کاملا در حیطه ی نظر حاکمان که هر هشت سال یک بار هم عوض می شوند!
بنویس مطلبت رو با اسم خودت تو این مختصر نشر میدم با افتخار
یه همچین مرد آزاد اندیشی هستم من
:))))))))))

.
.
.
وبسایتتونو اندکی مطالعه کردم 
جالب بود.. ان شالله در آینده نظرم رو درمورد کارهاتون میگذارم
پاسخ:
سلام
خوش اومدید

منتظرم
منتظر
:)
@}--
وقتی  چند سال پشت سر هم دم عیدی و نزدیک اکران نوروزی جناب ده نمکی و همکاران اخراجی در چند برنامه ی تلوزیونی حضور پیدا میکنن و از فیلم هنوز اکران نشده میگن/وقتی بچه مدرسه ای ها برای تماشای فیلم اخراجی از سوی مدارس به سینما برده میشوند/وقتی قبل از اکران رسوایی تبلیغ فیلم در  سی دی های مختلف و نشریات به چشم میخوره اون هم قبل از رسمی شدن اکران عید/وقتی هر سال ده نمکی فیلم داره یکی از سالن های ویژه ی عید متعلق به ایشونه و وقتی هزار رقمه از فیلمش حمایت میشه دیگه ویژه بودن خرید و خرید ویژه بی معنیه/مردم ما هر چیزی رو که جلوی چشمشون باشه میخرند//هر چند تک دیالگوها و تک پلان های فیلم های ایشون  تنها جایی است که چند تا حرف حق زده میشه ناخداگاه مردم جذبش میشن//اونم حرفهایی که اگه یه کس دیگه از یه جناح دیگه بهشوئن اشاره کنه فیلمش تا ابد رنگ پرده نمیبینه
پاسخ:
سلام
همیشه جذابیت و ایجاد جذابیت و واقعیت جذابیت یه شبه ی بزرگ بوده و هست.
من تو حرفام گفتم
ده نمکی خوب بلده فیلم رو طوری پر رنگ کنه که مخاطب نتونه از کنارش راحت رد بشه.
من متاسفم که کارهای ضعیف این آدم تونسته تو دل مردم جا واکنه
ولی ده نمکی تونسته این کار رو بکنه
رو مضمین زیاد حرفتون رو قبول ندارم چون تو فیلمهای دیگه تهاجم به خدا رو هم دیدم چه برسه به سایر چیزا
به هر حال من جزو کسانی هستم که از اخراجیها خوشم نمیاد
و از کارهای تلویزیونیش بدم میاد و رسوایی رو با کلی ایراد یه پیشرفت تو کاراش میدونم
ممنون که هستی
:)
@}--

سلام

جالب بود واقعا باید ده نمکی را اینگونه نقد کرد نقد منصفانه

ده نمکی و آثارش اگر اینقد بد  بود اینهمه تماشاگر نداشت

حالا بگذریم از سه گانه ی اخراجی ها که دوتای اخرش از نظر من  فاجعه بود

و نیز بگذریم از اینکه فروش ویژه ی فیلم از کجاها اب میخورد

اصلا کلا بگذریم بهتر است:))

پاسخ:
سلام
به گیشه اش کاری ندارم
و از نظر من کارهاش کلا افتضاحه
ولی بلد و خوب بلد که کارش رو ببینونه و مردم هم دوس دارنش
:(
وقتی با مردم پیاده صحبت می کنیم که مثل ما پیگیر کلاسیک ها و فن و نور و صدا و موسیقی نیستن میبینیم که فیلم رو دیدن و ناباورانه پسندیدن
این برای من اونچیزیِ که بهش میگم فیلیم سازی برای مردم. 
ممنون از حضورت
با فروش ویژه هم مشکل دارم به واقع
ولی خریده شدن فیلم در مغازه که دیگه دست ویژه ها نیست
ویژه داره خرید میشه
:)
@}--