دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

دوست کاغذی

درباره کتابهایی که خوانده ام، می خوانم و خواهم خواند. شاید فیلم هم نقد کردیم

مشخصات بلاگ

برای معرفی کتاب فیلم و سایر چیزها

آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

جذابیت در رمان 2

دوشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۲، ۰۳:۱۴ ب.ظ

سلام

به نظر حقیر بسته بندی زیبا در بعضی از موارد محتوا را تحت الشعاع خود قرار داده و کار بجایی میرسد که مرکب جای راکب را می گیرد! برای رهایی از این مشکل یا باید در نزول معنا به کلام از ایجاز و اختصار استفاده نمود و تصویر کرد، یا اگر مطلب به طول می انجامد باید ساده بیان شود و حِکمت متن قوی باشد تا جذابیت حفظ شود. که در عین حال، هم محتوا در پیچ و تاب و زیبایی تکنیک و تصویرِ فضا گم نشود و هم بیان محتوا، ملال انگیز نباشد.

متن بالا را برای آمادگی ذهن و یا آوری مطلب جذابیت در رمان که ذیل معرفی کتاب ملاقات در شب آفتابی آورده شده بود آوردم تا مقدمه ای باشد برای معرفی امروز.


مدیر مدرسه


جلال آل احمد، پدر ادبیات متعهدمان که از او آثار زیبا و بسیاری در دسترس است، او منتقدی منصف، صاحب قلمی خستگی ناپذیر و ذهنی تصویری و توانی فراوان برای تبدیل این تصویرها به متن است. او توانسته اِدراک و اعصاب خواننده اش را درگیر کتابهایش کند. سفرنامه هایش انسان را تا کوره راه ها و بی راه ها و درز دیوار و انگشت سبابه دختری فقیر با چشمانی آبی و تنی نحیف و مویی بور و لپی گل انداخته در سرمای شدید کوچه های مسکو می برد و از همین روست که این کتاب برای ادامه این بحث انتخاب شد تا مثالی باشد برای شق اول رهایی از ابتذال در رمان.

جلال این کتاب را به صورت اپیزودی آفریده است و متن لاغر کتابی 80 صفحه ای را به حدود 20 بخش تقسیم کرده تا هر بخش بیش از 6 صفحه نباشد. در بالا چه عرض شد؟ عرض شد،‌ در بیان معنا، یا باید از ایجاز و تصویر استفاده کرد که جلال اینگونه عمل کرده است و رشته داستان را که مشکلات بزرگ شده با ارتقا درجه معلمی به مدیریت است را به خوبی حفظ کرده و یا باید در جایی که انتخاب نویسنده، متن طولانی است. به ناچار و برای فرار از گم شدن سر نخ معنا در کشاکش و تو در توی تکنیک از بیان ساده و موضوعی عظیم بهره جست تا پیام به درستی و بدون آلوده شدن به ابتذالِ غرایز به خواننده منتقل شود. و الا ابتذال است و جدایی مباحث عالی انسانی از راه رمان.

جلال، مدیر مدرسه را با انسانی لااوبالی و بی توجه به دین، رشوه دهنده و سیگاری آغاز میکند. ولی در ادامه او را شخصی مقید به اصول انسانی و اسلامی معرفی میکند، که دلش، برای بچه های مردم، برای ناظم، معلم و فراش زیر دستش می سوزد . او هر چه می کند تا راحت مدیریت را بگیرد و چشم بر جفا ها و بد کاریها و دزدیها از بیت المال ببندد، نمی تواند. و در پایان داستان، جدال خیر و شر درونش در مواجهه با عملی خلاف عفت از سوی شاگردی از کلاس پنجم مدرسه اش با شاگردی دیگر به اوج خود می رسد و بعد از تنبیه مفصل دانش آموز خاطی که پسر مدیر شرکت واحد اتوبوس رانی هم هست و احضار او به دادگستری، استعفایش را میدهد و والسلام.

جلال با خرد کردن داستان به بخش های کوچک و داستانهای تقطیع شده، هم توانسته زیبایی تصویر گری و درگیری اعصاب خواننده با متن را که جذابیت بی نظیری است تضمین کند و هم با اشاراتی کوتاه نبض داستان را در دست عقل داشته باشد و ضربات پیاپیِ حکیمانه و رحمانی جدال نفس و عقل بر سر "سالمِ سخت" یا "راحتِ ناسالم" را به بر سرِ عقل و نفسِ خواننده بکوبد و اینگونه سلامت رمانش را در دست گیرد.

این کتاب با این که به ماقبل تاریخ باز میگردد، به زمانی که سخن از سنار سه شاهی است و حقوق 150 تومان، ولی وجدان رمان و مفهوم آن امروزی است و مشکلات جامعه امروز ما. این کتاب چون از نظر سبک نگارش، اپیزودیک است خوانش آن را برای فرصتهایی مثل فاصله کار و یا محل تحصیل تا خانه توصیه می کنم.


این کتاب را از کجا می توان خرید: اصفهان، فروشگاه امام خمینی، با مدیریت آقای هوایی، با شماره تلفن 09133681380

یا علی



  • مجید شفیعی

نظرات (۵)

در پاسخ به گفته ی شما باید بگم
من خودم ترجیح میدم موضوع عظیم به قول شما با روایتی ساده رو بخونم به جای اینکه درگیر غرایز بشم و کلا از موضوع مطروحه منحرف بشم.شیوه ی بیان مهمه ولی نه به اندازه خود مطلب
پاسخ:
ممنون از پاسخ صریح و صمیمی شما
:)
منم با اقای عابدی موافقم ولی این رو هم باید در نظر گرفت که خواننده ی امروزی هم بی تقصیر نیست تو ایجاد این فضا.نوشته ای که جذابیتهای جنسی نداشته باشه  و به ارزش ها پرداخت بکنه غالبا فروش نمیره.رمانهایی هم که به ارزشهایی مث دفاع مقدس  و امثالهم میپردازند  به کوشش نهادهای دولتی و با حمایتهای خیلی زیاد فروش میرن.کلا بازار اشفته ایست این بازار رمان.....
پاسخ:
سلام ب خانم رنجبر
ممنون از حضور و شرکتتون در پست. امید وارم این روال نظر دهی تبدیل به یه مجرای فیض الهی بشه و یه تاثیر اساسی رو خدا جعل بفرماید، برای این بحث جذابیت در رمان
که خودش فرمود "برای من یکی، یکی و دوتا دوتا قیام کنید"
یه توجه و یه اضافه به فرمایش شما می کنم و آنهم اینکه: توجه داشته باشیم کلام حق و طرفدارانش در طول تاریخ همیشه -لااقل آن مقداری که ما خبر داریم- کمتر بوده و این همیشه یه نقطه فرار برای متمایلین به حق بوده که از کمی جمعیتشون ترسیدن و ساکت شدن و ولی حق یا راه درست رو تنها گذاشتن یا بدتر از آن در خدمت باطل بودند! که در مورد حسین ابن علی علیه السلام گفته اند "دلهاشان با تو است و شمشیرهاشان علیه تو"
این بحث رمان یا هنر هم یک شعبه ای از مباحث انسانی است و مقید به رفتار انسانی
حالا یه سوال: شما و یا تمام کسانی که حرفه ای مطالعه می کنن آیا براتون محتوای متن مهمتر است یا شیوه بیان؟ و بعد، آیا شما می پسندی یک متن هنرمندانه با موضوعی خوب مثلا مذمت فعل غیر انسانی رو در حالی بخونید که تمام حواس و غرایضتون تحریک میشه و بعدش اصل مطلب تو پیچ و تاب تکنیک گم شده و درک نشونده باشه؟ یا دوست دارید موضوع عظیم باشه و روایت ساده و دلنشین و درگیری غرایض یا اصلا نباشه یا خیلی کم؟
باز هم ممنون از شرکتتون در پست
:)

رمان کلت 45 اولین اثر داستانی حسام الدین مطهری منتشر شده توسط  نشر آرما

اولین پیشنهاد نمایشگاه کتاب

به زودی نقد و بررسی در خاکریزهای کاغذی

پاسخ:
سلام
اینم یه خبر داغ از این کتاب
"رضا امیرخانی و ابراهیم زاهدی مطلق در نشستی، از رمان «کلت 45» رونمایی می‌کنند.
این نشست روز 5شنبه 29 فروردین 92، ساعت 17 در محل کافه کراسه به نشانی خیابان انقلاب، خیابان قدس، خیابان پورسینا، نرسیده به 16آذر، پلاک 21، برگزار می‌شود.
در این نشست رضا امیرخانی، ابراهیم زاهدی مطلق و حسام‌الدین مطهری حاضر خواهند بود.
حضورِ شما به غنای این برنامهٔ ادبی خواهد افزود. "
همه رفقا دعوتین
پاشیم بیایم
:)

سلام رفیق

دوگانه ی جذابیت در رمان را خواندم. بحث مفصلی دارد. به نظرم اکثر نویسندگان ما جذابیت را در همان کشش های غریزی می بینند. یک مدت داشتم به این فکر می کردم که چرا حتی نویسندگان به اصطلاح ارزشی ما هرجور شده باید در داستان خودشان به یک مساله جنسی اشاره کنند؟!

واقعا برایم سوال شده. البته مقصود عده ای ترویج فحشا و تحریک خواننده است و عده ای (همان ارزشی ها) صرفا برای اینکه داستان بدون اشاره جنسی نباشد این کار را می کنند.

مثلا یک رمانی جدیدا منتشر شده به نام کلت 45 اثر حسام مطهری که خیلی زیبا و هنرمندانه است و توصیه می کنم حتما تهیه ومطالعه کنید. این بنده خدا تا انتهای داستان صحبتی از این مسائل نمی کند و من خوشحال بودم تا اینکه بالاخره یه جا گیر افتاد و تجاوز پسری به پسربچه ای را مطرح کرد.

خلاصه باید این معضل بررسی و حل بشه

 

پاسخ:
سلام احسان عزیز
سید مرتضی آوینی یه مطلب در مورد جذابیت در سینما و یک مطلب با عنوان رمان و انقلاب اسلامی دارد حتما بخوانید که راه گشاست از یک تجربه دار این راه
:)
باسلام
این دوگانه ای که در این پست و چند پست قبلی گفتی ان قلت زیادی دارم!
کدوم دوگانه؟!
همین که میگی:«یا باید در نزول معنا به کلام از ایجاز و اختصار استفاده نمود و تصویر کرد، یا اگر مطلب به طول می انجامد باید ساده بیان شود و حِکمت متن قوی باشد تا جذابیت حفظ شود.»
دوتا جمله میگم:
۱- الزاما استفاده از ایجاز و تصویرسازی باعث نزول معنی نمیشود. اتفاقا بعضی مواقع چاره ای جز استفاده از هنرمندی نیست. مانند معانی عرفانی و بالای موجود در شعر حافظ که بدون استفاده از هنر شاعری (البته به اندازه و بجا) امکان بیان آن مفاهیم نیست.
۲- الزاما بیان ساده نشانه داشتن حکمت متن قوی نیست

پاسخ:
سلام برادر هم سرنوشت من
داداشم:
در مورد بند اول:
1- "الزاما استفاده از ایجاز و تصویرسازی باعث نزول معنی نمیشود" کاملا درست است و ما هم نگفتیم الزام دارد
2- غزل اوج ایجاز و تصویر گری است و مرهبا به ناصرنا

در مورد بند دوم:
"الزاما بیان ساده نشانه داشتن حکمت متن قوی نیست" ما هم موافقیم و سید مرتضی ی آوینی در جایی همین را می گوید
می گوید: اگر بلد نیستید، که نباید حرف بزنید و این مسلم است و اگر بلد نیستید درست حرف بزنید هم، نباید حرف درست را بزنید! چرا که حرف درست، خراب بیان می شود و تمام (الفاظ از من است)
و اصلا صحبت بر سر این نیست که هر داستان بلند و ساده ای حکیمانه است صحبت سر این است که اگر داستان بلند را انتخاب می کنی باید موضوع و شخصیت داستان و عاقبتش آنقدر قوی و حکیمانه باشد که بیان ساده و عدم استفاده از جذابیتهای غریزی، خواننده را پای داستان نگه دارد. همین و این را می گویم جذابیت فطری.
به امید دیدار اثر کی بورد شما
یا علی
:-)